دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
امام جواد چندمین امام است

امام جواد چندمین امام است

امام جواد علیه‌السلام

از ويکی شيعه پرش به: ناوبری، جستجو امام جواد علیه السلام حرم کاظمیننقش امام نهم شیعیاننام محمد بن علی بن موسیکنیه ابوجعفر و ابوعلیزادروز ۱۰ رجب، ۱۹۵ق.زادگاه مدینهمدت امامت ۱۷ سال ( ۲۰۳ تا ۲۲۰ق)شهادت آخر ذی‌القعده، ۲۲۰ق.مدفن کاظمینمحل زندگی مدینه، بغدادلقب(ها) جواد، تقی، ابن الرضاپدر علی بن موسی بن جعفرمادر سبیکههمسر(ان) سمانه مغربیه، ام فضلفرزند(ان) علی، موسی، حکیمه، زینب، فاطمه، امامهطول عمر ۲۵ سالامامان شیعه امام علی • امام حسن مجتبی • امام حسین • امام سجاد • امام باقر • امام صادق • امام کاظم • امام رضا • امام جواد • امام هادی • امام حسن عسکری • امام مهدی محمد بن علی بن موسی مشهور به امام جواد و امام محمدِ تقی (۱۹۵-۲۲۰ق) امام نهم شیعیان اثناعشری است. کنیه او ابوجعفر ثانی و جواد و ابن الرضا از القاب مشهور وی است. ملقب شدن او به جواد را به دلیل کثرت بخشش و احسان او دانسته‌اند. امام جواد ۱۷ سال امامت کرد که با حکومت مأمون عباسی و معتصم عباسی همزمان بود. براساس نقل بیشتر منابع، امام جواد(ع) در آخر ذی‌القعده سال ۲۰۲ق در ۲۵ سالگی مسموم و به شهادت رسید. در میان امامان شیعه، وی جوان‌ترین امام در هنگام شهادت بوده است. او در کنار جدش موسی بن جعفر(ع) در مقبره قریش در کاظمین به خاک سپرده شد. سنّ کمِ او در هنگام امامت (هشت سالگی)، سبب شد تا شماری از اصحاب امام رضا(ع)، در امامت او تردید کنند؛ برخی عبدالله بن موسی و عده‌ای احمد بن موسی شاهچراغ را امام خواندند و گروهی به واقفیه پیوستند؛ اما بیشتر آنان امامت محمد بن علی(ع) را پذیرفتند. ارتباط امام جواد(ع) با شیعیان، بیشتر از طریق وکیلانش و به شکل نامه‌نگاری انجام می‌گرفت. در دوره امامت او فرقه‌های اهل حدیث، زیدیه، واقفیه و غلات فعالیت داشتند. امام جواد(ع)، شیعیان را از عقاید آنان آگاه می‌کرد و از نماز خواندن پشت سر آنها نهی و غالیان را لعن می‌نمود. مناظرات علمی امام جواد(ع) با عالمان فرقه‌های اسلامی در مسائل کلامی، همچون جایگاه شیخین و مسئله‌های فقهی مانند حکم قطع کردن دست دزد و احکام حج، از مناظرات معروف امامان معصوم دانسته شده است. گفته شده به جهت سن کم امام و تحت کنترل بودن او، حدود ۲۵۰ حدیث از او روایت شده است. شمار راویان و اصحاب او نیز از ۱۱۵ تا ۱۹۳ تن گفته شده است. احمد بن ابی نصر بزنطی و صفوان بن یحیی و عبدالعظیم حسنی از جمله اصحاب امام بودند. در منابع شیعی،‌ مناقب و کرامات متعددی برای حضرت جواد(ع) نقل شده است. سخن گفتن هنگام تولد، طی الارض، شفا دادن بیماران و استجابت دعا از جمله کرامات وی شمرده شده است. عالمان اهل سنت، امام جواد را مورد احترام شمرده و شخصیت علمی و معنوی او را ستوده‌اند. آثار فراوانی درباره امام نهم به زبان‌های مختلف منتشر شده است که در برخی کتاب‌شناسی‌ها تا ۶۰۵ اثر اعم از کتاب و مقاله و پایان‌نامه گرد‌آوری شده است. وفاة الامام الجواد، مسند الامام الجواد، موسوعة الامام الجواد علیه‌السلام، الحیاة السیاسیة للامام الجواد، حیاة‌ الامام محمد الجواد از جمله این آثار هستند. محتویات ۱ نسب، کنیه و لقب‌ها ۲ زندگی‌نامه ۲.۱ ازدواج ۲.۲ فرزندان ۲.۳ شهادت ۳ دوران امامت ۳.۱ نصوص امامت ۳.۲ امامت در کودکی و سرگردانی شیعیان ۳.۳ ارتباط با شیعیان ۳.۴ برخورد با فرقه‌های دیگر ۴ روایات و مناظرات ۴.۱ مناظره درباره مسئله فقهی ۴.۲ مناظره درباره خلفا ۴.۳ قطع دست دزد ۵ فضائل و کرامات ۵.۱ جود و بخشش زیاد به دیگران ۵.۲ عبادت زیاد ۵.۳ همنشینی با همه اقشار جامعه ۵.۴ کرامات ۶ اصحاب ۷ جایگاه امام نزد اهل سنت ۸ توسل به امام جواد(ع) ۹ کتاب‌شناسی ۱۰ مطالعه بیشتر ۱۱ پانویس ۱۲ منابع ۱۳ پیوند به بیرون نسب، کنیه و لقب‌ها محمد بن علی بن موسی بن جعفر، امام نهم شیعیان اثناعشری است که به جوادالائمه شهرت دارد. نسب او با شش واسطه به امام علی علیه‌السلام پیشوای اول شیعیان، می‌رسد. پدرش امام رضا(ع)، پیشوای هشتم شیعیان، است.[۱] مادر او کنیز بود و سَبیکه نوبیه نام داشت.[۲] [یادداشت ۱] کُنیه وی ابوجعفر و ابوعلی است.[۳] در منابع روایی، از وی با عنوان ابوجعفر ثانی یاد می‌شود[۴] تا با ابوجعفر اول (امام باقر(ع)) اشتباه نشود.[۵] از القاب مشهور امام نهم، جواد و ابن الرضا است.[۶] تقی، زکی، قانع، رضی، مختار، متوکل،[۷] مرتضی و منتجب[۸] را نیز از القاب او شمرده‌اند. زندگی‌نامه گاهشمار زندگی امام جواد(ع) ۱۰رجب ۱۹۵ق. تولد امام جواد(ع)[۹] ۲۰۰ق سفر امام رضا(ع) به مرو آخر صفر ۲۰۳ق. شهادت امام رضا(ع) و آغاز امامت جوادالائمه[۱۰] ۱۵ذی‌الحجه ۲۱۲ق تولد امام هادی(ع)[۱۱] ۲۱۴ق تولد موسی مبرقع[۱۲] ۲۱۵ق. ازدواج با ام الفضل[۱۳] ۱۸رجب ۲۱۸ق. مرگ مأمون و آغاز خلافت معتصم[۱۴] ۲۸محرم ۲۲۰ق. احضار امام جواد(ع) به بغداد توسط معتصم[۱۵] آخر ذ‌ی‌القعده ۲۲۰ق. شهادت امام جواد(ع)[۱۶] امام جواد(ع) در سال ۱۹۵ق در مدینه به دنیا آمد.[۱۷] درباره روز و ماه ولادت او اختلاف است.[۱۸] بیشتر منابع، تولد او را در ماه رمضان دانسته‌اند.[۱۹] برخی روز آن را ۱۵ رمضان[۲۰] و برخی دیگر ۱۹ رمضان[۲۱] گفته‌اند. شیخ طوسی در مِصْباحُ الْمُتَهَجِّد، تاریخ ولادت او را ۱۰ رجب ذکر کرده است.[۲۲] از برخی روایات برمی‌آید که قبل از تولد جواد الائمه، برخی از واقفیان می‌گفتند علی بن موسی چگونه می‌تواند امام باشد در حالی که از خود نسلی ندارد.[۲۳] از این‌رو وقتی که جوادالأئمه به دنیا آمد، امام رضا(ع) او را مولودی پربرکت برای شیعیان توصیف کرد.[۲۴] با این حال حتی پس از تولد او نیز، برخی از واقفیان، انتساب او به امام رضا(ع) را منکر شدند. آنان می‌گفتند جوادالأئمه از نظر چهره به پدرش شباهت ندارد، تا اینکه قیافه‌شناسان را حاضر کردند و آنان امام جواد(ع) را فرزند امام رضا(ع) دانستند.[۲۵] [یادداشت ۲] درباره زندگی حضرت جواد(ع)، اطلاعات چندانی در منابع تاریخی نیامده است.[۲۶] دلیل آن را محدودیت‌های سیاسی حکومت عباسی، تقیه و عمر کوتاه او دانسته‌اند.[۲۷] او در مدینه زندگی می‌کرد. بنا بر گزارش ابن بیهق، یک بار برای دیدار پدر به خراسان سفر کرد.[۲۸] پس از امامت نیز چندین بار از سوی خلفای عباسی به بغداد احضار شد.[۲۹] ازدواج مأمون عباسی در سال ۲۰۲ق[۳۰] یا ۲۱۵ق[۳۱] دختر خود ام فضل را به عقد امام جواد(ع) در آورد. برخی گفته‌اند: احتمالاً در دیداری که جوادالأئمه با پدرش در طوس داشت،[۳۲] مأمون، ام الفضل را به عقد او درآورد.[۳۳] به گفته ابن کثیر (۷۰۱-۷۷۴ق) مورخ اهل سنت، خطبه عقد او با دختر مأمون در زمان حیات علی بن موسی الرضا(ع) خوانده شد، اما مراسم ازدواج آنها در سال ۲۱۵ق در تکریت انجام شده است.[۳۴] به گزارش منابع تاریخی، ازدواج جوادالأئمه با ام الفضل، به درخواست مأمون صورت گرفت.[۳۵] هدف مأمون از این درخواست این بود که پدر بزرگ کودکی از نسل پیامبر(ص) و امام علی(ع) باشد.[۳۶] به گزارش شیخ مفید در کتاب الارشاد، مأمون به دلیل شخصیت علمی محمد بن علی(ع) و محبتی که نسبت به او داشت، ام الفضل دختر خود را به ازدواج آن حضرت درآورد؛[۳۷] اما برخی از پژوهشگران بر این باورند که این ازدواج با انگیزه و اهداف سیاسی انجام شده است؛ از جمله اینکه مأمون می‌خواست از این راه، امام جواد و ارتباط او با شیعیان را کنترل کند[۳۸] یا خود را علاقمند به علویان نشان دهد و آنان را از قیام علیه خود باز دارد.[۳۹] این ازدواج اعتراض برخی اطرافیان مأمون را در پی داشت؛ زیرا بیم آن داشتند که خلافت از عباسیان به علویان منتقل شود.[۴۰] امام جواد(ع)، مهریه ام الفضل را معادل مهریه حضرت زهرا(س)(۵۰۰ درهم) تعیین کرد.[۴۱] امام، از ام فضل صاحب فرزندی نشد.[۴۲] همسر دیگر جوادالأئمه، سمانه مغربیه است[۴۳] که کنیز بود و به دستور خودش خریداری شد.[۴۴] همه فرزندان امام جواد از سمانه بودند.[۴۵] فرزندان امام جواد (ع)             پیامبر اکرم                                حضرت فاطمه‌   امام علی                                           امام حسین                                    امام سجاد                                      امام محمد باقر                                        امام جعفر صادق                                       امام موسی کاظم                                    امام رضا                               سمانه مغربیه   امام جواد                                                                                    امام هادی(ع)  موسی مبرقع  حکیمه  زینب  فاطمه  خدیجه                                      امامه ام کلثوم ام محمد ابواحمد حسین ابوموسی عمران   بنابر نقل شیخ مفید، امام جواد(ع) ۴ فرزند به نام‌های علی، موسی، فاطمه و امامه داشت.[۴۶] برخی دختران امام را ۳ تن به نام‌های حکیمه، خدیجه و ام کلثوم می‌دانند.[۴۷] در برخی از منابع متأخر، از ام محمد، زینب و میمونه نیز به عنوان دختران آن حضرت یاد شده است.[۴۸] شهادت تصویری قدیمی از حرم کاظمین حکومت عباسی دو بار امام محمد تقی(ع) را به بغداد احضار کرد. سفر اول در زمان مأمون چندان طولانی نبود.[۴۹] بار دوم، در ۲۸ محرم سال ۲۲۰ق، به دستور معتصم عباسی وارد بغداد شد و در ذی القعدة[۵۰] یا ذی‌الحجه[۵۱] همان سال در بغداد به شهادت رسید. روز شهادت وی، در بیشتر منابع، آخر ذی‌القعده است؛[۵۲] اما در برخی منابع تاریخ شهادت او، ۵ ذی‌الحجه[۵۳] یا ۶ ذی‌الحجه[۵۴] ذکر شده است. پیکر او را در کنار جدش موسی بن جعفر(ع) در مقبره قریش در کاظمین به خاک سپردند.[۵۵] سن او را به هنگام شهادت ۲۵ سال گفته‌اند.[۵۶] ازاین‌رو، جوان‌ترین امام شیعیان به هنگام شهادت بوده است.[نیازمند منبع] برخی علت شهادت وی را سعایت ابن ابی‌دؤاد (قاضی بغداد) در نزد معتصم دانسته‌اند. دلیل آن هم پذیرفته‌شدن نظر امام درباره قطع دست سارق بود که باعث شرمندگی ابن ابی‌دؤاد و شماری از فقیهان و درباریان شده بود.[۵۷] درباره چگونگی شهادت پیشوای نهم شیعیان اختلاف است. در برخی از منابع آمده است که معتصم به وسیله منشی یکی از وزیرانش او را مسموم کرد و به شهادت رساند.[۵۸] برخی معتقدند که معتصم به وسیله ام الفضل ایشان را مسموم کرد.[۵۹] به گزارش مسعودی، مورخ قرن سوم قمری، معتصم و جعفر بن مأمون در اندیشه کشتن محمد بن علی(ع) بودند. چون جوادالأئمه از ام الفضل فرزندی نداشت، جعفر، ام الفضل (خواهرش) را تحریک کرد که محمد بن علی را مسموم کند. آن دو انگوری را به سم آغشته کردند و به امام خوراندند. ام الفضل پس از آن که امام را مسموم کرد، پشیمان شد و گریست؛ اما امام به او خبر داد که به بلایی دچار می‌شود که قابل درمان نباشد.[۶۰] درباره چگونگی شهادت او به دست ام الفضل گزارش‌های دیگری نیز وجود دارد.[۶۱] بر اساس روایتی دیگر، وقتی مردم با معتصم بیعت کردند، او به عبدالملک زیات، والی مدینه، طی نامه‌ای از او خواست محمد بن علی(ع) را همراه با ام الفضل روانه بغداد کند. وقتی امام جواد(ع) وارد بغداد شد، معتصم به ظاهر او را احترام کرد و تحفه‌هایی برای او و ام الفضل فرستاد. بر پایه این روایت، معتصم شربت پرتقالی به وسیله غلام خود به نام اشناس برای او فرستاد. اشناس به امام گفت: خلیفه، پیش از شما از این شربت به گروهی از بزرگان از جمله احمد بن ابی‌دؤاد و سعید بن خضیب نوشانده و امر کرده که شما هم از آن بنوشید. امام فرمود: «آن را در شب می‌نوشم»؛ اما اشناس اصرار کرد که باید خنک نوشیده شود. سپس امام از آن نوشید و بر اثر آن به شهادت رسید.[۶۲] شیخ مفید در شهادت جوادالأئمه(ع) با سم تردید کرده و گفته است در این خصوص برای من خبری ثابت نشده است که به آن شهادت دهم.[۶۳] عده‌ای از این عبارت شیخ مفید چنین برداشت کرده‌اند که وی قائل به شهادت امام جواد نبوده و رحلت او را طبیعی دانسته است؛[نیازمند منبع] اما برخی از محققان شیعه با استناد به روایت «ما مِنّا إلّا مقتولٌ شهیدٌ»[۶۴] و همچنین ذکر شواهدی که از شهادت امام جواد(ع) حکایت دارد، سخن شیخ مفید را حمل بر تقیه کرده‌اند. از نظر آنان، شیخ مفید ساکن بغداد بود و با توجه به جو حاکم بر علیه مکتب اهل بیت و شیعیان، شیخ مفید نمی‌توانست به صراحت عقاید شیعه در مورد شهادت ائمه(ع) به‌دست عباسیان را ذکر کند. ازاین‌رو تقیه کرده است. این احتمال نیز ذکر شده که با توجه به نبود منابع کافی و سختی دسترسی به منابع اصلی، این مطلب به دست او نرسیده است.[۶۵] دوران امامت امام جواد(ع)، پس از شهادت امام رضا(ع) در سال ۲۰۳ق به امامت رسید.[۶۶] مدت امامت او هفده سال بود[۶۷] که با خلافت دو تن از خلفای عباسی، مأمون عباسی و معتصم عباسی همزمان بود. حدود ۱۵ سال آن در خلافت مأمون(۱۹۳-۲۱۸ق) و ۲ سال در خلافت معتصم(۲۱۸-۲۲۷ق) سپری شد.[۶۸][یادداشت ۳] با شهادت او در سال ۲۲۰ق، امامت به فرزندش امام هادی(ع) منتقل شد.[۶۹] حاکمان زمان امام جواد(ع) معتصم عباسی ۲۱۸-۲۲۷ق مأمون عباسی ۱۹۸-۲۱۸ق امامت امام جواد (ع) ۲۰۳-۲۲۰ق ۲۰۳ ۲۰۴ ۲۰۵ ۲۰۶ ۲۰۷ ۲۰۸ ۲۰۹ ۲۱۰ ۲۱۱ ۲۱۲ ۲۱۳ ۲۱۴ ۲۱۵ ۲۱۶ ۲۱۷ ۲۱۸ ۲۱۹ ۲۲۰ نصوص امامت از دیدگاه شیعه، امام فقط با نص امام قبلی تعیین می‌شود؛[۷۰] یعنی هر امام باید با عبارت صریح، امام پس از خود را تعیین کند. امام رضا(ع) در موارد متعددی امامت محمد بن علی را به اصحاب خود اعلام کرده بود. در هر یک از کتاب‌های الکافی،[۷۱] ارشاد،[۷۲] اعلام الوری[۷۳] و بحارالانوار،[۷۴] بابی درباره نصوص امامت محمد بن علی(ع) وجود دارد که به ترتیب ۱۴، ۱۱، ۹ و۲۶ روایت را در این باره نقل کرده‌اند. از جمله یکی از اصحاب امام رضا(ع) از او درباره جانشینش سؤال کرد، حضرت رضا(ع) با دست خود به فرزندش جواد اشاره کرد.[۷۵] همچنین در روایتی فرمود: «این ابوجعفر است که او را جانشین خود قرار داده و مقام خود را به او واگذار کرده‌ام.»[۷۶] امامت در کودکی و سرگردانی شیعیان امام جواد(ع) در حدود ۸ سالگی، به امامت رسید.[۷۷] به دلیل پایین بودن سن وی، میان شیعیان درباره امام پس از حضرت رضا(ع) اختلاف شد؛ برخی به دنبال عبدالله بن موسی، برادر امام رضا رفتند، اما طولی نکشید او را شایسته امامت ندانستند و از او روگرداندند.[۷۸] برخی به احمد بن موسی برادر دیگر حضرت رضا(ع) گرویدند و شماری نیز به واقفیه پیوستند.[۷۹] با این حال، بیشتر اصحاب علی بن موسی الرضا(ع) به امامت فرزندش جواد معتقد شدند.[۸۰] منابع علت این اختلاف را کودکی جوادالائمه دانسته‌اند. به گفته نوبختی علت پیدایش این اختلاف، آن بود که آنان بلوغ را از شرایط امامت می‌دانستند.[۸۱] البته این مسئله در زمان حیات امام رضا(ع) نیز مطرح بود. حضرت رضا در واکنش به کسانی که خردسالی جوادالأئمه را مطرح می‌کردند به نبوت حضرت عیسی در کودکی استناد می‌کرد و می‌فرمود: «سن عیسی هنگامی که نبوت به وی عطا شد کمتر از سن فرزند من بوده است.»[۸۲] همچنین در پاسخ به کسانی که شبهه کودکی امام جواد(ع) را مطرح می‌کردند، به آیاتی از قرآن درباره نبوت حضرت یحیی در کودکی[۸۳] و سخن گفتن حضرت عیسی[۸۴] در گهواره استناد می‌شد.[۸۵] خود او نیز در پاسخ به کسانی که مسئله سن او را مطرح می‌کردند، به جانشینی حضرت سلیمان به جای حضرت داود، در کودکی اشاره می‌کرد و می‌گفت: هنگامی که حضرت سلیمان کودکی بیش نبود و گوسفندان را به چرا می‌برد، حضرت داود او را جانشین خود کرد؛ اما علمای بنی‌اسرائیل آن را انکار می‌کردند.[۸۶] پرسش‌های شیعیان و پاسخ‌های امام با اینکه امام رضا(ع) در موارد متعددی به امامت جوادالائمه تصریح کرده بود،[۸۷] برخی از شیعیان برای اطمینان بیشتر، وی را با پرسش‌هایی می‌آزمودند.[۸۸] این آزمایش در مورد ائمه دیگر نیز مطرح بود[۸۹] اما با توجه به سن کمِ جوادالأئمه، درباره او ضرورت بیشتری داشت.[۹۰] به گفته رسول جعفریان، تاریخ‌پژوه معاصر، این کار از سوی شیعیان به این دلیل صورت می‌گرفت که گاهی به دلایلی همچون تقیه و حفظ جان امام، بر چندین نفر وصیت می‌شد.[۹۱][یادداشت ۴] گزارش‌های مختلفی از پرسش‌های شیعیان و پاسخ‌های امام جواد(ع) در منابع روایی آمده است.[نیازمند منبع] پاسخ‌های او سبب ترفیع جایگاهش و نیز پذیرش امامت او نزد شیعیان می‌شد.[۹۲] در روایاتی آمده است گروهی از شیعیان که از بغداد و شهرهای دیگر به حج آمده بودند، برای دیدار جوادالأئمه به مدینه رفتند. آنان در مدینه با عبدالله بن موسی دیدار کردند و از او سؤالاتی پرسیدند. او پاسخ های نادرست داد. آنان متحیر ماندند و در همان مجلس بودند که امام جواد(ع) وارد شد و آنان دوباره پرسش‌هایشان را مطرح کردند و با پاسخ‌های امام جواد(ع) قانع شدند.[۹۳] ارتباط با شیعیان امام جواد(ع) از طریق سازمان وکالت با شیعیان در ارتباط بود. او در سرزمین‌های اسلامی از جمله بغداد، کوفه، اهواز، بصره، همدان، قم، ری، سیستان و بُست نمایندگانی داشت.[۹۴] تعداد وکیلان او را ۱۳ تن گفته‌اند.[۹۵] آنان وجوهات شرعی شیعیان را به امام جواد(ع) می‌رساندند.[۹۶] ابراهیم بن محمد همدانی در همدان[۹۷] و ابوعمرو حذّاء در نواحی بصره[۹۸] وکالت آن حضرت را بر عهده داشتند. صالح بن محمد بن سهل به موقوفات آن حضرت در قم رسیدگی می‌کرد.[۹۹] زکریا بن آدم قمی،[۱۰۰] عبدالعزیز بن مهتدی اشعری قمی،[۱۰۱] صفوان بن یحیی،[۱۰۲] علی بن مهزیار[۱۰۳] و یحیی بن ابی‌عمران[۱۰۴] از دیگر وکلای امام جواد(ع) بودند. برخی از نویسندگان با استناد به شواهدی، محمد بن فرج رخجی و ابوهاشم جعفری را نیز از وکیلان او به شمار آورده‌اند.[۱۰۵] احمد بن محمد سیاری نیز ادعای وکالت داشت؛ ولی امام ضمن رد ادعای او، از شیعیان خواست تا وجوهات را به وی ندهند.[۱۰۶] گفته شده امام جواد(ع) به دو دلیل از سازمان وکالت برای ارتباط با شیعیان استفاده می‌کرد: تحت کنترل دستگاه حاکم بود؛ برای دوره غیبت زمینه‌سازی می‌کرد.[۱۰۷] پیشوای نهم شیعیان در ایام حج نیز با شیعیان دیدار و گفتگو می‌کرد. برخی از محققان بر این باورند که سفر امام رضا(ع) به خراسان، سبب شده بود تا روابط شیعیان با امامان خود گسترش یابد.[۱۰۸] از این رو شیعیانی از خراسان، ری و بست و سجستان در ایام حج به دیدار امام می‌آمدند.[نیازمند منبع] شیعیان با جوادالأئمه، از طریق نامه‌نگاری نیز در ارتباط بودند. آنان در نامه‌هایشان سؤالاتی را، که بیشتر در مسائل فقهی بود، مطرح می‌کردند و امام به آنها پاسخ می‌داد.[۱۰۹] در موسوعة الامام الجواد، به جز پدر و پسر امام، نام ۶۳ تن از افرادی که حضرت با آنان مکاتبه داشت، گرد آمده است.[۱۱۰] برخی از نامه‌ها در پاسخ به گروهی از شیعیان نوشته شده است.[۱۱۱] برخورد با فرقه‌های دیگر از پرسش‌های شیعیان و پاسخ‌های امام جواد(ع) که در منابع شیعی نقل شده، به دست می‌آید که در دوره امامت او، فرقه‌های اهل حدیث، واقفیه، زیدیه و غلات فعالیت می‌کردند.[نیازمند منبع] بر اساس روایات در زمان امام جواد(ع) با توجه به مباحثی که میان محدثان مطرح می‌شد، برخی از شیعیان در مورد جسم بودن خداوند به تردید افتادند. آن حضرت ضمن ردّ جسم‌پنداری خدا، شیعیان را از نماز خواندن پشت سر کسانی که خدا را جسم می‌دانستند و نیز از پرداخت زکات به آنان نهی می‌کرد.[۱۱۲] او در پاسخ به ابوهاشم جعفری که از تفسیر آیه «لا تُدْرِکهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یدْرِک الْأَبْصار»[۱۱۳] پرسیده بود، امکان دیدن خدا با چشم (عقیده مجسمه) را نفی کرد و فرمود: اوهام قلوب، دقیق‌تر از دید چشمان است. انسان می‌تواند چیزهایی را که ندیده‌ تصور کند؛ اما نمی‌تواند آنها را ببیند. وقتی که اوهام قلوب نمی‌توانند خدا را درک کنند، چگونه چشمان او را بینند و درک کنند؟[۱۱۴] روایاتی از حضرت جواد در مذمت واقفیان نقل شده است[۱۱۵] او زیدیه و واقفیان را در ردیف نواصب قرار می‌داد[۱۱۶] و می‌گفت آیه «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ؛ در آن روز چهره‌‏هايى زبونندكه تلاش كرده رنج [بيهوده] برده‌‏اند.»[۱۱۷] درباره آنان نازل شده است.[۱۱۸] او همچنین اصحاب خود را، از نماز خواندن پشت سر واقفیان نهی می‌کرد.[۱۱۹] امام جواد(ع)، غالیانی همچون ابوالخطاب و پیروان او را لعن می‌کرد. او همچنین کسانی را که در لعن ابوالخطاب توقف یا تردید می‌کردند نیز لعن می‌نمود.[۱۲۰] حضرت جواد(ع)، افرادی همچون ابوالغمر، جعفر بن واقد و هاشم بن ابی‌هاشم را پیرو ابوالخطاب معرفی می‌کرد و می‌گفت آنان با نام ما(اهل بیت) از مردم بهره‌کشی می‌کنند.[۱۲۱] بنابر روایتی که در رجال کشی آمده است امام قتل دو تن از غلات به نام‌های ابوالمهری و ابن ابی‌زرقاء را جایز دانست و دلیل آن را نقش آنان در منحرف کردن شیعیان ذکر کرد.[۱۲۲] آن حضرت به مقابله با باورهای غالیانه این دوره نیز پرداخته و کوشید با روشنگری‌های خود، شیعیان را از عقاید غالیانه دور نگه دارد.[۱۲۳] او خطاب به محمد بن سنان، ادعای مفوضه مبنی بر واگذاری خلق و تدبیر جهان به پیامبر(ص) و امامان را رد کرد. البته تفویض احکام [یادداشت ۵] را به عنوان عقیده‌ای درست معرفی نمود و آن را هم به مشیت الهی منتسب کرد و فرمود: این عقیده‌ای است که هر کس از آن جلوتر برود از اسلام خارج است و هر کس آن را نپذیرد (دینش) نابود می‌شود و هر کس آن را بپذیرد به حق پیوسته است.[۱۲۴] روایات و مناظرات قالَ الامام الجواد(ع): الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى تَوْفِيقٍ مِنَ اللهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ. امام جواد(ع) فرمود: مؤمن نیازمند سه خصلت است: توفیق از سوی خداوند، واعظی از درون خود، پذیرش از کسی که او را پند می‌دهد.[۱۲۵] به گفته عزیزالله عطاردی، حدود ۲۵۰ حدیث از امام جواد(ع) در موضوعات فقهی، تفسیری و عقیدتی نقل شده است.[۱۲۶] کم بودن روایات منقول از وی در مقایسه با برخی دیگر از امامان معصوم را به جهت تحت کنترل بودن و همچنین سن کم وی در زمان شهادت دانسته‌اند.[۱۲۷] سید ابن طاووس در کتاب مُهَجُ الدّعَوات حرزی از وی برای در امان ماندن مأمون عباسی نقل کرده است.[۱۲۸] همچنین حرز «يَا نُورُ يَا بُرْهَانُ يَا مُبِينُ يَا مُنِيرُ يَا رَبِّ اكْفِنِي الشُّرُورَ وَ آفَاتِ الدُّهُورِ وَ أَسْأَلُكَ النَّجَاةَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ» به وی منسوب است.[۱۲۹] به همراه داشتن حرز امام جواد(ع) نزد شیعیان متداول بوده و برای «کسی را همیشه همراه خود کردن»، مَثَل شده است.[۱۳۰] امام محمدِ تقی(ع) در دوران امامت خود چندین بار با برخی از فقیهان دربار عباسی مناظره کرد. گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که برخی از این مناظره‌ها به درخواست درباریان مأمون و معتصم و با هدف آزمایش پیشوای نهم شیعیان انجام می‌گرفته و نتیجه آن باعث شگفتی و تحسین حاضران می‌شده است.[۱۳۱] منابع ۹ مناظره و گفتگو از جوادالأئمه گزارش کرده‌اند که چهار مورد آنها با یحیی بن اکثم و یک مورد با احمد بن ابی‌داوود، قاضی القضات‎‌های بغداد، بوده است. همچنین گفتگوهایی از وی با عبدالله بن موسی، ابوهاشم جعفری، عبدالعظیم حسنی و معتصم نیز گزارش شده است. موضوع این گفتگوها مباحث فقهی مربوط به حج، طلاق، حد سرقت و مباحثی دیگر همچون ویژگی یاران امام دوازدهم، فضایل ساختگی شیخین و اسماء و صفات خدا بوده است.[۱۳۲] مناظره درباره مسئله فقهی از مناظرات مهم امام محمد تقی(ع) که در زمان مأمون عباسی در بغداد صورت گرفت، مناظره با یحیی بن اکثم، فقیه دربار عباسی، بود. بنابر برخی منابع شیعه، علت وقوع این مناظره، اعتراض سران عباسی به پیشنهاد ازدواج او با ام الفضل از سوی مأمون بود. مأمون برای اثبات درستی تصمیم خویش، به آنان پیشنهاد کرد تا جوادالأئمه(ع) را بیازمایند. آنان پذیرفتند و برای آزمودن آن حضرت، جلسه مناظره‌ای ترتیب دادند. یحیی در مناظره، نخست مسئله‌ای فقهی درباره شخص مُحرمی که حیوانی را شکار کرده، مطرح ساخت. امام جواد(ع)، با مطرح کردن وجوه گوناگون برای مسئله،[یادداشت ۶] از یحیی بن اکثم پرسید منظور وی کدام وجه است. یحیی بن اکثم در جواب درماند. سپس خود امام جواد(ع)، مسئله را با صورت‌های مختلف آن پاسخ گفت. درباریان و علمای عباسی پس از شنیدن جواب امام، بر تبحر او در فقه اعتراف کردند. گفته‌اند که مأمون پس از مناظره گفت: خدای را بر این نعمت سپاسگزارم که آنچه من اندیشیده بودم، همان شد.[۱۳۳] مناظره درباره خلفا به نقل منابع روایی شیعه، محمد تقی(ع) در مجلسی با حضور مأمون و شماری از فقها و درباریان، با یحیی بن اکثم درباره فضایل ابوبکر و عمر مناظره کرد. یحیی خطاب به او گفت: جبرئیل از طرف خدا به رسولش گفت: از ابوبکر سؤال کن، آیا او از من راضی است؟ من که از او راضی هستم، امام پاسخ داد: من منکر فضل ابوبکر نیستم؛ اما کسی که این روایت را نقل کرده باید به احادیث دیگری که از پیامبر(ص) وارد شده توجه کند و آن اینکه پیامبر فرمود: هنگامی که حدیثی از طرف من به شما می‌رسد آن را بر کتاب خدا و سنت من عرضه کنید. اگر موافق با آن بود، بپذیرید و اگر نبود، قبول نکنید؛ زیرا دروغ‌گویان و جعل‌کنندگان حدیث زیاد خواهند شد. سپس امام فرمود: این حدیث با قرآن موافقت ندارد؛ زیرا خداوند در قرآن می‌فرماید «وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِ‌يدِ؛ ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم»[۱۳۴]، آیا خداوند از راضی بودن یا نبودن ابوبکر آگاهی نداشت که از او می‌پرسد؟[۱۳۵] پس از آن یحیی درباره روایت «مَثَل ابوبکر و عمر در زمین همانند جبرئیل و میکائیل در آسمان است»، سؤال کرد. جوادالأئمه فرمود: محتوای این روایت صحیح نیست؛ زیرا جبرئیل و میکائیل همواره بندگی خدا را کرده و لحظه‌ای مرتکب گناه نشده‌اند در حالی که ابوبکر و عمر پیش از آنکه اسلام بیاورند، سال‌های طولانی مُشرک بوده‌اند.[۱۳۶] قطع دست دزد در زمان سکونت جوادالأئمه(ع) در بغداد، درباره اینکه دست دزد از کجا باید قطع شود، بین فقهای اهل سنت اختلاف پیش آمد. برخی می‌گفتند از مچ باید قطع گردد و برخی دیگر قطع آن را از آرنج می‌دانستند. معتصم از امام جواد(ع) خواست تا نظر خود را بیان کند. جوادالأئمه از معتصم خواست او را از پاسخ معاف دارد؛ اما خلیفه اصرار کرد و امام گفت: فقط انگشتان دزد قطع می‌شود و بقیه دست باقی می‌ماند. وی دلیل خود را آیه «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً؛ و مساجد ویژه خداست، پس هیچ کس را با خدا مخوانید»[۱۳۷] عنوان کرد. معتصم جواب امام را پسندید و دستور داد تا انگشتان دزد را قطع کنند.[۱۳۸] برخی بر این باورند این حادثه سبب ترویج جایگاه امامت در بین مردم شد.[نیازمند منبع] فضائل و کرامات در منابع روایی فضايل و کراماتی برای امام جواد(ع) نقل شده است. جود و بخشش زیاد به دیگران ملقب شدن پیشوای نهم شیعیان به جواد را به دلیل کثرت بخشش و احسان او به مردم دانسته‌اند.[۱۳۹] بر پایه نامه‌ای که امام رضا(ع) از خراسان برای فرزندش جواد فرستاد، حضرت جواد از همان سال‌های اولیهٔ زندگی، به سخاوتمندی معروف و زبانزد بوده است. هنگامی که پدرش در خراسان بود، اصحاب، ایشان را از درب فرعی خانه خارج می‌کردند تا با افراد کمتری مواجه شود که برای دریافت کمک گرد خانه‌اش تجمع می‌کردند. بر پایه این روایت، حضرت رضا(ع) نامه‌ای به فرزندش فرستاد و به او سفارش نمود تا به حرف کسانی که به او می‌گویند از درب اصلی رفت و آمد نکند، گوش ندهد. علی بن موسی الرضا(ع) در این نامه به پسرش سفارش کرده بود که: «هر وقت می‌خواهی از خانه خارج شوی، مقداری سکه طلا و نقره همراه داشته باش. هیچ‌کس از تو درخواستی نکند مگر اینکه چیزی به او بدهی. امام رضا(ع) همچنین سفارش بستگان نزدیک را به او کرده بود.[۱۴۰] عبادت زیاد باقر شریف قرشی، پژوهشگر و مورخ معاصر عراقی، جوادالأئمه را عابدترین و خالص‌ترین مردم زمانه‌اش معرفی کرده و از کثرت نافله‌های وی سخن گفته است. به گفته وی، حضرت جواد(ع) در هر رکعت از نافله‌های خود، سوره حمد و توحید را ۷۰ بار می‌خواند.[۱۴۱] همچنین بر پایه روایتی که سید ابن طاووس نقل کرده هنگامی که ماه قمری فرا می‌رسید، محمد بن علی دو رکعت نماز می‌گذارد که در رکعت اول پس از سوره حمد، ۳۰ مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم ۳۰ مرتبه سوره قدر را می‌خواند و سپس صدقه می‌داد.[۱۴۲] همنشینی با همه اقشار جامعه امام جواد(ع)، برتری انسان‌ها را به واسطه علم آنان می‌دانست نه به واسطه نسب و نژاد. از او نقل شده است که «الشَّریفُ کلُّ الشَّریفِ مَن شَرّفَه عِلْمُه؛‌ با شرافت‌ترین از همه شریف‌ها کسی است که شرفش به واسطه علمش باشد».[۱۴۳] ازاین‌رو، به طبقات پایین جامعه از جمله بردگان توجه داشت و با آنان نشست و برخاست می‌کرد. برخی از نویسندگان حدود ۱۰ تن از اصحاب آن حضرت را از بردگان بر شمرده‌اند.[۱۴۴] نقش انگشتری او، «حَسْبِی اللَّهُ حَافِظِی» به معنای «بس است مرا خدایی که حافظ من است» بوده است.[۱۴۵] کرامات در منابع شیعی، کراماتی به امام جواد(ع) نسبت داده شده است از جمله سخن گفتن هنگام ولادت، طی الارض از مدینه به خراسان برای مراسم تجهیز پدرش امام رضا(ع)، شفا دادن بیماران، استجابت دعا، خبر دادن از باطن افراد و رویدادهای آینده.[۱۴۶] قطب راوندی از محمد بن میمون نقل می‌کند: زمانی که امام رضا(ع) هنوز به خراسان نرفته بود، سفری به مکه رفت و من نیز در خدمت آن حضرت بودم. چون خواستم برگردم، به آن حضرت گفتم: من می‌خواهم به مدینه بروم، نامه‌ای برای محمدتقی بنویسید تا من ببرم. حضرت تبسمی کرد و نامه‌ای نوشت. من آن را به مدینه آوردم و در آن وقت چشمانم نابینا شده بود. موفّق، خادم حضرت، امام جواد(ع) را آورد در حالی که در مهد جای داشت. من نامه را به آن حضرت دادم. حضرت به موفق فرمود مهر از نامه بردار و کاغذ را باز کن. سپس فرمود‌: ای محمد احوال چشمت چگونه است؟ عرض کردم یابن رسول الله چشمم بینائی‌اش از دست رفته است. حضرت دست به چشمان من کشید و از برکت دست آن حضرت، چشمانم شفا یافت و بینا شدم.[۱۴۷] همچنین نقل شده است که در سفر بازگشت جوادالأئمه(ع) از بغداد به مدینه، گروهی، او را تا بیرون شهر بدرقه کردند. هنگام مغرب امام جواد(ع) در حیاط مسجدی در کنار درخت سدری که تا آن زمان میوه نداده بود، وضو گرفت و نماز خواند. پس از نماز، مردم مشاهده کردند که آن درخت، میوه داده، پس تعجب کردند و از آن خوردند، یافتند که شیرین و بدون دانه است. از شیخ مفید نقل کرده‌اند که سال‌ها بعد این درخت را دیده و از میوه آن خورده است.[۱۴۸] اصحاب نوشتار اصلی: فهرست اصحاب امام جواد شیخ طوسی از حدود ۱۱۵ تن به عنوان اصحاب جوادالأئمه نام برده است.[۱۴۹] قرشی در کتاب حیاة الامام محمد الجواد(ع) ۱۳۲نفر[۱۵۰]و عبدالحسین شبستری در کتاب «سُبُلُ الرَّشاد إلی اَصحاب الاِمام الجَواد»، ۱۹۳ نفر[۱۵۱] را به عنوان اصحاب پیشوای نهم شیعیان، معرفی کرده‌اند. عطاردی در مسند الامام الجواد تعداد راویان از وی را ۱۲۱ تن دانسته است.[۱۵۲] برخی از اصحاب جوادالأئمه با امام رضا(ع)[۱۵۳] و امام هادی(ع) نیز مصاحبت داشته و از آن دو روایت کرده‌اند.[۱۵۴] در میان راویان از محمد تقی(ع)، پیروانی از فرقه‌های دیگر از جمله اهل‌سنت نیز وجود داشته است.[۱۵۵] تعداد راویان غیر امامی از جوادالائمه را ۱۰ تن گفته‌اند.[۱۵۶] احمد بن ابی نصر بزنطی و صفوان بن یحیی، هر دو از اصحاب اجماع، عبدالعظیم حسنی، حسن بن سعید اهوازی، زکریا بن آدم، احمد بن محمد بن عیسی اشعری، احمد بن محمد برقی و ابوهاشم جعفری از جمله اصحاب پیشوای نهم شیعیان بودند.[۱۵۷] جایگاه امام نزد اهل سنت عالمان اهل سنت، پیشوای نهم شیعیان را به عنوان یک عالم دینی احترام می‌کنند.[۱۵۸] برخی از آنان شخصیت علمی جوادالأئمه را ممتاز دانسته‌[۱۵۹] و شیفتگی مأمون به او را به دلیل شخصیت علمی و معنوی او در کودکی دانسته‌اند.[۱۶۰] آنان همچنین از برتری محمد بن علی(ع) در ویژگی‌های دیگری همچون تقوا، زهد و سخاوت سخن گفته‌اند.[۱۶۱] به عنوان نمونه شمس الدین ذهبی، از محدثان برجسته اهل سنت در قرن هشتم قمری،[۱۶۲] و ابن تیمیه[۱۶۳] ملقب شدن او به جواد را، به دلیل شهرتش در سخاوت و بخشندگی می‌دانند. جاحظ عثمان، متکلم و ادیب معتزلی قرن دوم و سوم قمری، نیز محمد بن علی(ع) را عالم، زاهد، عبادت‌پیشه، شجاع، بخشنده و پاک معرفی کرده است.[۱۶۴] محمد بن طلحه شافعی، از علمای شافعی مذهب قرن هفتم قمری، درباره امام جواد(ع) می‌نویسد: «او، هرچند سنش کم بود، ولی از نظر قدر و منزلت،‌ والامقام و نام و آوازه‌اش بلند بود».[۱۶۵] توسل به امام جواد(ع) ضریح حرم امام جواد(ع) و امام کاظم(ع) برخی از شیعیان با توجه به توصیه‌هایی که برخی از عالمان شیعی داشته‌اند، برای گسترش رزق و گشایش در امور مادی به امام جواد(ع) توسل می‌جویند و او را باب الحوائج می‌خوانند. نمونه‌ای از این توصیه نقل مجلسی دوم از ابوالوفاء شیرازی است که مدعی شده پیامبر(ص) در خواب او را به توسل به امام جواد(ع) در امور مادی توصیه کرده است.[۱۶۶] [یادداشت ۷] بر پایه روایتی که داود صیرفی از امام هادی(ع) نقل کرده زیارت مرقد جوادالأئمه پاداش و ثواب زیادی دارد.[۱۶۷] همچنین ابراهیم بن عقبه در نامه‌ای از امام هادی(ع) درباره زیارت امام حسین(ع)، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع) پرسید. امام هادی(ع) زیارت امام حسین(ع) را برتر و مقدم دانست و فرمود زیارت هر سه کامل‌تر است و پاداش بیشتری دارد.[۱۶۸] آرامگاه امام جواد(ع) و امام کاظم(ع)، در بغداد زیارتگاه مسلمانان به‌ویژه شیعیان است. آنان مرقد آن حضرت را در حرم کاظمین زیارت می‌کنند، به او متوسل می‌شوند و زیارتنامه [یادداشت ۸] می‌خوانند. شیعیان در سال‌روز شهادت جوادالأئمه مجالس عزاداری، روضه‌خوانی و سینه‌زنی بر پا می‌کنند و به او متوسل می‌شوند.[نیازمند منبع] کتاب‌شناسی نوشتار اصلی: فهرست کتاب‌های درباره امام جواد(ع) درباره امام جواد آثار فراوانی به زبان‌های مختلف به‌ویژه فارسی و عربی نوشته شده است. در مقاله «کتابشناسی امام جواد(ع)»، ۶۰۵ اثر در قالب کتاب(۳۲۴)، مقاله(۲۴۸) و پایان‌نامه(۳۳) معرفی شده است. از این تعداد ۴۷۴ عنوان به زبان فارسی، ۱۲۲ مورد به زبان عربی و نُه عنوان به زبان‌های دیگر است.[۱۶۹] در کتاب «کتاب‌شناسی توصیفی امام جواد(ع)» نیز ۳۵۰ کتاب چاپ شده توصیف شده است.[۱۷۰] وفاة الامام الجواد، مسند الامام الجواد، موسوعة الامام الجواد علیه‌السلام، الحیاة السیاسیة للامام الجواد، حیاة‌ الامام محمد الجواد و سبل الرشاد از مهمترین کتاب‌هایی است که به زبان عربی درباره امام جواد منتشر شده است. در سال ۱۳۹۵ش، همایشی با عنوان «سیره و زمانه امام جواد(ع)» در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در شهر قم برگزار شد که حاصل آن سه جلد «مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام جواد(ع)» بود.[۱۷۱] مطالعه بیشتر پیشوایان هدایت، ج۱۱، ترجمه اعلام الهدایه. زندگی امام جواد(ع) نوشته سید عبدالرزاق موسوی مقرم. پانویس ↑ طبری، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۶. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۹۲؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۱۶. ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۷۹. ↑ برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۸۲. ↑ اربلی، کشف الغمه، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۸۵۷. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۱. ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۷۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۱۲، ۱۳. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵. ↑ طوسی، مصباح المتهجد، المکتبة الاسلامیة، ص۸۰۵. ↑ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۴۱. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۷. ↑ بحرانی، عوالم العلوم و المعارف، قم، ج۲۳، ص۵۵۳. ↑ مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۳. ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۶۴۶. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵. ↑ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۱ش، ص۹۹؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۰۶. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷۳؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۹۱؛ ابن فتال، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ق، ج۱، ص۲۴۳. ↑ نگاه کنید به:‌ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۹۱؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳۷۹. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷۳؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۹۱. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۱ش، ص۹۹. ↑ اربلی، کشف الغمه، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۸۶۷؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۱۶؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳۷۹؛ ابن فتال، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ق، ج۱، ص۲۴۳. ↑ طوسی، مصباح المتهجد، المکتبة الاسلامیة، ص۸۰۵. ↑ نگاه کنید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۲۰. ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۲۰،۲۳،۳۵. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۲۳. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۶. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۶-۴۷۷. ↑ بیهقی، تاریخ بیهق، ۱۳۶۱ش، ص۴۶. ↑ پیشوایی، سیره پیشوایان، ۱۳۷۹ش، ص۵۳۰. ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۵۶۶. ↑ مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۳. ↑ بیهقی، تاریخ بیهق، ۱۳۶۱ش، ص۴۶. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۸. ↑ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۲۹۵. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۱. ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دارصادر، ج۲، ص۴۵۵. ↑ مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۲. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۸. ↑ پیشوایی، سیره پیشوایان، ۱۳۷۹ش، ص۵۵۸. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۱؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۳۸۰-۳۸۱. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۵. ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۸۰. ↑ قمی، منتهی الامال، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۴۹۷. ↑ حسّون، أعلام النساء المؤمنات، ۱۴۲۱ق، ص۵۱۷. ↑ قمی، منتهی الامال، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۴۹۷. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵. ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۸۰؛ طبری، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۷. ↑ محلاتی، ریاحین الشریعه، ۱۳۶۸ش، ج۴، ص۳۱۶؛ شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۴۳۲. ↑ رک: ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۸۰. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵. ↑ ابن ابی‌الثلج، تاریخ الائمة، ۱۴۰۶ق، ص۱۳. ↑ اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۱ش، ص۹۹؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۰۶؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ق، ج۱، ص۲۴۳. ↑ ابن ابی‌الثلج، تاریخ الائمة، ۱۴۰۶ق، ص۱۳. ↑ نگاه کنید به فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ق، ج۱، ص۲۴۳. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷۳، ۲۹۵؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ق، ج۱، ص۲۴۳. ↑ نگاه کنید به: عیاشی، التفسیر، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۲۰. ↑ عیاشی، التفسیر، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۲۰. ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۱۳، ۱۷. ↑ مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۷. ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۹۱. ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۸۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۸. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵. ↑ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۵۸۵. ↑ نگاه کنید به: عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۴۲۶ق، ج۳۳، ص۱۸۱-۱۹۳؛ صدر، تاریخ الغیبه، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۲۹-۲۳۷؛ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۸۱-۴۸۲. ↑ طبری، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۴. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷۳؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ق، ج۱، ص۲۴۳. ↑ پیشوایی، سیره پیشوایان، ۱۳۷۹ش، ص۵۳۰. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵. ↑ نگاه کنید به: جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۶. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۲۰-۳۲۳. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷۴-۲۸۰. ↑ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۹۲-۹۶. ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۱۸-۳۷. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۶۵. ↑ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۶۶. ↑ نوبختی، فرق الشیعه، ۱۴۰۴ق، ص۸۸. ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۸۳. ↑ نوبختی، فرق الشیعه، ۱۴۰۴ق، ص۷۷-۷۸. ↑ جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ۱۳۸۶ش، ص۷۸. ↑ نوبختی، فرق الشیعه، ۱۴۰۴ق، ص۸۸. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۲۲. ↑ سوره مریم، آیه ۱۲. ↑ سوره مریم، آیات ۳۰-۳۲. ↑ نوبختی،‌ فرق الشیعه، ۱۴۰۴ق، ص۹۰؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۸۲. ↑ نگاه کنید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۸۳. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: کلینی، الکافی، ج۱، ۱۴۰۷ق، ص۳۲۰-۳۲۳. ↑ پیشوایی، سیره پیشوایان، ۱۳۷۹ش، ص۵۳۹. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۲۸۲-۲۸۳. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۶. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۶. ↑ جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ۱۳۸۶ش، ص۷۸. ↑ طبری، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۰-۳۸۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۹۹-۱۰۰. ↑ جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ۱۳۸۶ش، ص۷۹. ↑ جباری، سازمان وکالت، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۲۷. ↑ جباری، سازمان وکالت، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۲۸۲. ↑ جباری، سازمان وکالت، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۱۲۳. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۳۱۶. ↑ نگاه کنید به: طوسی، الغیبه، ۱۴۲۵ق، ص۳۵۱. ↑ طوسی، الغیبه، ۱۴۲۵ق، ص۳۴۸. ↑ طوسی، الغیبه، ۱۴۲۵ق، ص۳۴۹. ↑ نجاشی، رجال النجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۱۹۷. ↑ نجاشی، رجال النجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۲۵۳؛ نگاه کنید به: طوسی، الغیبه، ۱۴۲۵ق، ص۳۴۹. ↑ راوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۷۱۷. ↑ جباری، سازمان وکالت، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۵۳۲. ↑ کشی، رجال الکشی، ص۱۴۰۹ُ، ص۶۰۶. ↑ دشتی، «نقش سیاسی سازمان وکالت در عصر حضور ائمه»، ص۱۰۳. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۹۴. ↑ برای نمونه رجوع کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۹۹؛ ج۴، ص۲۷۵ و ۵۲۴؛ ج۵، ص۳۴۷؛ کشّی، اختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۴ق، ص۷۸۳، ۸۶۹. ↑ خزعلی، موسوعه الامام الجواد، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۴۱۶-۵۰۸. ↑ برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۳۱، ۳۹۸؛ ج۵، ص۳۹۴؛ ج۷، ص۱۶۳؛ کشّی، اختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۴ق، ص۷۸۳، ۸۶۹؛ احمدی میانجی، مکاتیب الائمه(ع)، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۳۰۷-۴۴۳. ↑ صدوق، توحید، ۱۳۹۸ق، ص۱۰۱. ↑ سوره انعام، آیه ۱۰۳. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۹۹. ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۸ ص۲۶۷؛ عطاردی، مسند الامام الجواد، ۱۴۱۰ق، ص۱۵۰. ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۴۶۰. ↑ سوره غاشیه، آیات ۲ و۳. ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۲۲۹، ۴۶۰. ↑ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۷۹؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۲۸. ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۵۲۹-۵۲۸. ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۵۲۹-۵۲۸. ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۹ق، ص۵۲۹-۵۲۸. ↑ نگاه کنید به: حاجی‌زاده، «غالیان در دوره امام جواد(ع) و نوع برخورد حضرت با آنان»، ص۲۲۶. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۱. ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ۱۴۰۴ق، ص۴۵۷. ↑ عطاردی، مسند الامام الجواد، ۱۴۱۰ق، ص۲۴۹. ↑ پیشوایی، سیره پیشوایان، ۱۳۷۹ش، ص۵۶۲. ↑ سید ابن طاووس، منهج الدعوات، ۱۴۱۱ق، ص۳۹-۴۲. ↑ سید ابن طاووس، منهج الدعوات، ۱۴۱۱ق، ص۴۲. ↑ نگاه کنید به دهخدا، لغت‌نامه، ذیل «حرز جواد». ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ص۴۴۳. ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ص۴۴۱-۴۴۹؛ احمدی میانجی، مکاتیب الائمه(ع)، ۱۴۲۶ق، ج۵، ص۳۸۱، ۴۲۷ و... ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ص۴۴۴؛ مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۴. ↑ سوره ق، آیه ۱۶. ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۴۶-۴۴۷. ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۴۷. ↑ سوره جن، آیه ۱۸. ↑ عیاشی، التفسیر، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۱۹-۳۲۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۵-۶. ↑ قرشی، حیاة‌ الامام محمد الجواد، ۱۴۱۸ق، ص۷۰-۷۱. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۴۳. ↑ قرشی، حیاة‌ الامام محمد الجواد، ۱۴۱۸ق، ص۶۷-۶۸. ↑ سید ابن طاووس، الدروع الواقیه، ۱۴۱۵ق، ص۴۴. ↑ اربلی، کشف الغمه، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۳۵۰. ↑ وکیلی و نیک آیین، «رفتارشناسی امام جواد(ع) با موالی و بردگان»، ص۳۶۳. ↑ طبرسی، مکارم الاخلاق، ۱۴۱۲ق، ص۹۱. ↑ باغستانی، «الجواد، امام»، ص۲۴۵ و ۲۴۶. ↑ قمی، منتهی الآمال، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۴۶۹-۴۷۰. ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۹۰؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷۸. ↑ طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۳۷۳-۳۸۳. ↑ قرشی، حیاة الامام محمد الجواد، ۱۴۱۸ق، ص۱۲۸-۱۷۸. ↑ شبستری، سبل الرشاد، ۱۴۲۱ق، ص۱۹-۲۸۹. ↑ عطاردی، مسند الامام الجواد، ۱۴۱۰ق، ص۲۴۹. ↑ برقی، ص۵۷. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۹۱. ↑ عطاردی، مسند الامام الجواد، ۱۴۱۰ق، ص۳۱۴، ۳۱۵، ۲۶۲، ۲۸۳، ۳۱۹، ۲۷۱. ↑ واردی، گونه‌شناسی راویان امام جواد، ص۳۰-۳۱. ↑ نگاه کنید به طوسی، رجال الطوسی، ۱۴۱۵ق، ص۳۷۳-۳۸۳. ↑ نگاه کنید به طبسی، «امام جواد(ع) به روایت اهل سنت»، فصلنامه فرهنگ کوثر. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۳۲۱. ↑ هیثمی، الصواعق المحرقة، ۱۴۲۴ق، ص۲۸۸. ↑ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۳۲۱. ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۰۷ق، ج۱۵، ص۳۸۵. ↑ ابن تیمیه، منهاج السنه، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۶۸-۶۹. ↑ عاملی، الحیاة السیاسیة للامام الجواد، ۱۴۲۵ق، ص۱۳۷. ↑ نصیبی شافعی، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، مؤسسه البلاغ، ص۳۰۳. ↑ راوندی، دعوات الراوندی، ۱۴۰۷ق، ص۱۹۱، ح۵۳۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۱، ص۳۵. ↑ مفید، المزار، ۱۴۱۳ق، ص۲۰۷. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۵۸۳-۵۸۴. ↑ نگاه کنید به: نصر اصفهانی، «کتاب‌شناسی امام جواد(ع)»، ص۵۱۱. ↑ «کتاب‌شناسی توصیفی امام جواد(ع)»، وبگاه کتابخانه تخصصی علوم قرآن و حدیث. ↑ «همایش ابن الرضا، سیره و زمانه امام جواد(ع) در قم برگزار شد»، خبرگزاری مهر. ↑ در برخی منابع، مادر امام جواد(ع)، از خاندان ماریه قبطیه، همسر پیامبر(ص)، به شمار آمده(کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۹۲.) و نام‌های خَیزُران،(کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۹۲.) ریحانه، سکینه،(طبری، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۶.) نوبیه،(مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷۳.) درّه و مریسیه نیز برای او ذکر شده است.(قرشی، حیاة الامام محمد الجواد، ص۲۱.) ↑ هر چند که در شریعت، قول قیافه‌شناسان به عنوان دلیل معتبر پذیرفته نیست اما از آنجا که خود این افراد ملتزم به آن بودند تأیید قیافه‌شناسان برای آنان موجب اطمینان خاطر شد.[نیازمند منبع] ↑ ابن شهر آشوب گفته است که وی با سه تن از خلفای عباسی هم دوره بود و در حکومت واثق شهید شد.(رک: ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۸۰). ↑ نمونه آن، روایتی از امام صادق(ع) است که در آن پنج نفر از جمله خلیفه عباسی را به عنوان وصی خود معرفی کرد.(پیشوایی، سیره پیشوایان، ۱۳۷۹ش، ص۴۱۴.) ↑ آنان هر آنچه را بخواهند می‌توانند حلال یا حرام اعلام کنند؛ البته آنان چیزی را نمی‌خواهند مگر خدا آن را بخواهد.(کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۱.) ↑ امام از یحیی پرسید: آیا این شخص، شکار را در حِلّ (خارج از محدوده حَرَم) کشته است یا در حرم؟ عالم به حکم حرمت شکار در حال احرام بوده یا جاهل؟ عمداً کشته یا به خطا؟ آزاد بوده یا برده؟ صغیر بوده یا کبیر؟ برای اولین بار چنین کاری کرده یا برای چندمین بار؟ شکار او پرنده بوده یا غیر پرنده؟ از حیوانات کوچک بوده یا بزرگ؟ باز هم از انجام چنین کاری ابا ندارد یا از کرده خود پشیمان است؟ در شب شکار کرده یا در روز؟ در احرامِ عُمره بوده یا احرامِ حج؟ ↑ سخن ابوالوفاء به نقل علامه مجلسی چنین است: «زمانی به دست (فرزند الیاس) حاکم منطقۀ کرمان دستگیر شد و مدتّی نه چندان طولانی، با غل و زنجیر در زندان به سر برد. با گذشت زمان متوجه شدم، توطئۀ کشتن مرا طرح‌ریزی می‌کنند، نگران شدم که برای نجات و رهایی از این توطئه چه کنم؟ یکی از شب‌ها با حال تضرع و ناله، به امام سجاد(ع) متوسل شده و رهایی خویش را طلب نمودم. در همان حال، خواب چشمانم را ربود و در عالم خواب پیامبر اسلام(ص) را دیدم که فرمود: به من و دخترم فاطمه، و حسن و حسین و... متوسل مشو، بلکه برای طلب رزق و روزی و رفع مشکلات خود به فرزندم جواد(ع) متوسل شو که خداوند به سبب او حاجتت را برمی‌آورد.» راوندی، دعوات الراوندی، ۱۴۰۷ق، ص۱۹۱، ح۵۳۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۱، ص۳۵. ↑ متن ترجمه السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الْبِرَّ التَّقِيَّ الْإِمَامَ الْوَفِيَّ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللهِ‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نَجِيَّ اللهِ‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَفِيرَ اللهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سِرَّ اللهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ضِيَاءَ اللهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَنَاءَ اللهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا كَلِمَةَ اللهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَحْمَةَ اللهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النُّورُ السَّاطِعُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْبَدْرُ الطَّالِعُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الطَّيِّبُ ابْنُ الطَّيِّبِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الطَّاهِرُ ابْنُ الطَّاهِرِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْآيَةُ الْعُظْمَى السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْحُجَّةُ الْكُبْرَى السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُطَهَّرُ مِنَ الزَّلَّاتِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُنَزَّهُ عَنِ الْمُعْضِلَاتِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَلِيُّ عَنْ نَقْصِ الْأَوْصَافِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الرَّضِيُّ عِنْدَ الْأَشْرَافِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ الدِّينِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِينَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَلِيُّ اللهِ وَ حُجَّتُهُ فِي أَرْضِهِ وَ أَنَّكَ جَنْبُ اللهِ وَ خِيَرَةُ اللهِ‏ وَ مُسْتَوْدَعُ عِلْمِ اللهِ وَ عِلْمِ الْأَنْبِيَاءِ وَ رُكْنُ الْإِيمَانِ وَ تَرْجُمَانُ الْقُرْآنِ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مَنِ اتَّبَعَكَ عَلَى الْحَقِّ وَ الْهُدَى وَ أَنَّ مَنْ أَنْكَرَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْعَدَاوَةَ عَلَى الضَّلَالَةِ وَ الرَّدَى أَبْرَأُ إِلَى اللهِ وَ إِلَيْكَ مِنْهُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ. سلام بر تو اى ابا جعفر محمّد بن على نيكوكار پرهيزكار، پيشواى وفادار، سلام بر تو اى خشنود از خدا و پاكيزه، سلام بر تو اى ولىّ خدا، سلام بر تو اى محرم راز خدا، سلام بر تو اي سفير خدا، سلام بر تو اى راز خدا، سلام بر تو اى روشنايى خدا، سلام بر تو اى تابش خدا، سلام بر تو اى كلمه خدا، سلام بر تو اى رحمت خدا، سلام بر تو اي نور درخشان، سلام بر تو اى ماه برآمده، سلام بر تو اى پاكزاد از پاكزادان سلام بر تو اى پاك از پاكان، سلام بر تو اى نشانه بزرگتر، سلام بر بر تو اى حجّت اكبر، سلام بر تو اى پاك و پاكيزه از لغزش ها، سلام بر تو اي منزّه از دشواري ها، سلام بر تو اى برتر از نقص اوصاف، سلام بر تو اى پسنديده نزد مردم شرافتمند، سلام بر تو اى ستون دين، گواهى ميدهم كه تو ولىّ خدا و حجّت او در زمينش هستى، و تو مقرّب خدا و منتخب حق، و سپردگاه علم خدا، و پيامبران، و پايه ايمان، و ترجمان قرآنى، گواهى ميدهم هركه از تو پيروى كرد بر حق و هدايت است و هركه تو را انكار كرد و با تو از در دشمنى درآمد بر گمراهى و هلاكت است، به خدا و به تو، در دنيا و آخرت از آنان بيزارى ميجويم، سلام بر تو تا هستم و تا شب و روز هست. ثم قبّل الضریح و قل: سپس ضریح را ببوس و بگو: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ التَّقِيِّ وَ الْبَرِّ الْوَفِيِّ وَ الْمُهَذَّبِ النَّقِيِّ هَادِي الْأُمَّةِ وَ وَارِثِ الْأَئِمَّةِ وَ خَازِنِ الرَّحْمَةِ وَ يَنْبُوعِ الْحِكْمَةِ وَ قَائِدِ الْبَرَكَةِ وَ صَاحِبِ الِاجْتِهَادِ وَ الطَّاعَةِ وَ وَاحِدِ الْأَوْصِيَاءِ فِي الْإِخْلَاصِ وَ الْعِبَادَةِ وَ حُجَّتِكَ الْعُلْيَا وَ مَثَلِكَ الْأَعْلَى وَ كَلِمَتِكَ الْحُسْنَى الدَّاعِي إِلَيْكَ وَ الدَّالِّ عَلَيْكَ الَّذِي نَصَبْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ وَ مُتَرْجِماً لِكِتَابِكَ وَ صَادِعاً بِأَمْرِكَ وَ نَاصِراً لِدِينِكَ وَ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ وَ نُوراً تُخْرَقُ بِهِ الظُّلَمُ وَ قُدْوَةً تُدْرَكُ بِهِ الْهِدَايَةُ وَ شَفِيعاً تُنَالُ بِهِ الْجَنَّةُ اللَّهُمَّ وَ كَمَا أَخَذَ فِي خُشُوعِهِ لَكَ حَظَّهُ وَ اسْتَوْفَى مِنْ خَشْيَتِكَ نَصِيبَهُ فَصَلِّ عَلَيْهِ أَضْعَافَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى وَلِيٍّ ارْتَضَيْتَ طَاعَتَهُ وَ قَبِلْتَ خِدْمَتَهُ وَ بَلِّغْهُ مِنَّا تَحِيَّةً وَ سَلَاماً وَ آتِنَا فِي مُوَالاتِهِ مِنْ لَدُنْكَ فَضْلًا وَ إِحْسَاناً وَ مَغْفِرَةً وَ رِضْوَاناً إِنَّكَ ذُو الْمَنِّ الْقَدِيمِ وَ الصَّفْحِ الْجَمِيلِ الْجَسِيمِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.(مجلسی، زاد المعاد، ۱۴۲۳ق، ص۵۳۶-۵۳۷) خدايا درود فرست بر محمّد و اهل بيتش، و درود فرست بر محمّد بن على پاك، پرهيزكار، نيكوكار وفادار، پيراسته، بيعيب، راهنماى امّت، و وارث امامان، و خزانه دار رحمت، و چشمه هاي حكمت، و پيشرو بركت، و همسان قرآن در وجوب از او، و يگانه جانشينان در اخلاص و عبادت، و حجّت والايت، و نمونه برترت، و كلمه زيباترت، دعوت كننده به سويت، و دلالت كننده بر وجودت، كه او را چونان پرچى براى بندگانت نصب كردى، و او را قرار دادى مترجم كتابت، و آشكارا اجرا كننده امرا، و ياور دينت، و حجّت بر بندگانت، و نورى كه به وسيله او پرده تاريكي ها دريده شود، و مقتدايى كه هدايت به وسيله او دريافت گردد و شفيعى كه به وسيله آن به بهشت توان رسيد. خدايا همچنان كه در خشوع براى تو بهره اش را گرفت، و از خشيت تو سهمش را كامل نمود پس بر او درود فرست، چندين برابر آنچه درود فرستادى، بر نماينده اى كه طاعتش را پسنديدى، و خدمتش را پذيرفتي و از جانب ما به او تحيّت و سلام برسان، و به ما از پيش خود، در دوستى اش فضل و احسان و آمرزش و رضوان عنايت كن تو صاحب احسان ديرينه، و چشم پوشى زيبا هستى به مهربانی‌ات ای مهربانترینِ مهربانان. منابع ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، تصحیح علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق. ابن ابی‌الثلج، تاریخ الائمة، در مجموعه نفیسه فی تاریخ الائمه، چاپ محمود مرعشی، قم، کتابخانه آیت‌اللّه مرعشی نجفی، ۱۴۰۶ق. ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة القدریة، تحقیق محمد رشاد سالم، ریاض، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۰۶ق-۱۹۸۶م. ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، تحقیق هاشم رسولی، قم، نشر علامه، بی‌تا. ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، تحقیق علی شیری، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق. احمدی میانجی، علی، مکاتیب الائمه(ع)، تحقیق مجتبی فرجی، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۶ق. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفة الائمه، قم، رضی، ۱۴۲۱ق. اشعری، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱ش. انجمن تاریخ پژوهان حوزه، مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام جواد علیه‌السلام، به کوشش: حمیدرضا مطهری، قم، مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، ۱۳۹۵ش. باغستانی، اسماعیل، «الجواد، امام»، در دانشنامه جهان اسلام، ج۱۱، تهران، بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۶ش. بحرانی، عبدالله اصفهانی، عوالم العلوم و المعارف، مستدرک- حضرت زهرا تا امام جواد(ع)، مؤسسة الإمام المهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، قم. بیهقی، علی بن زید، تاریخ بیهق، تحقیق احمد بهمنیار، تهران، انتشارات فروغی، ۱۳۶۱ش. پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، قم، مؤسسه امام صادق، ۱۳۷۹ش. جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه محمدتقی آیت اللهی، تهران، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، ۱۳۸۶ش. جباری، محمدرضا، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه علیهم‌السلام، قم، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی،۱۳۸۲ش جعفریان، رسول، حیات فکری سیاسی امامان شیعه(ع)، قم، انصاریان، چاپ پنجم، ۱۳۸۱ش. حاجی‌زاده، یدالله، «غالیان در دوره امام جواد(ع) و نوع برخورد حضرت با آنان»، در مجله تاریخ اسلام، شماره۶۵، بهار۱۳۹۵ش. حَسّون، محمد، أعلام النساء المؤمنات، تهران، دارالاسوه، ۱۴۲۱ق. خزعلی، موسوعة الامام الجواد علیه‌السلام، قم، مؤسسه ولی العصر علیه‌السلام للدراسات الاسلامیه، ۱۴۱۹ق. دشتی، محمد، «نقش سیاسی سازمان وکالت در عصر حضور ائمه علیهم‌السلام»، فصلنامه فرهنگ جهاد،‌ قم، وزارت جهاد کشاوزی، تابستان ۱۳۸۴. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۰۷ق. راوندی، سعید بن هبة الله(قطب الدین)، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسة الامام المهدی علیه‌السلام، ۱۴۰۹ق. راوندی، سعید بن هبة الله، دعوات الراوندی، قم، منشورات مدرسة الامام المهدی، ۱۴۰۷ق. سبط بن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکرة الخواص، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۸ق. سید ابن طاووس، علی بن موسی، الدروع الواقیه، بیروت، مؤسسة آل البیت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م. سید بن طاووس، علی بن موسی، مهج الدعوات و منهج العبادات، تصحیح ابوطالب کرمانی و محمدحسن محرر، قم، دار الذخائر، ۱۴۱۱ق. شبستری، عبدالحسین، سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجواد علیه‌السلام، قم، کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران، ۱۴۲۱ق. صدر، سید محمد، تاریخ الغیبه، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۱۲ق. صدوق، محمد بن علی، التوحید، تصحیح: هاشم حسینی، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۹۸ق. صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ترجمه: علی اکبر غفاری، تهران، نشر صدوق، ۱۳۷۳ش. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامع مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ: دوم، ۱۴۱۳ق. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد، نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، قم، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ق. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م. طبری، محمدبن جریر، دلائل الامامة، قم، تصحیح: قسم الدراسات الاسلامیة مؤسسة البعثة، قم، بعثت، ۱۴۱۳ق. طبسی، محمدمحسن، «امام جواد(ع) به روایت اهل سنت»، فصلنامه فرهنگ کوثر، شماره ۶۵، بهار ۱۳۸۵ش. طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، تصحیح: حسن مصطفوی، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ش. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تصحیح: حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ق. طوسی، محمد بن حسن، کتاب الغیبه، تحقیق: عبادالله تهرانی و علی احمد ناصح، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیه، ۱۴۲۵ق. طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، قم، المکتبة الاسلامیة، بی‌تا. عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۶ق. عاملی، سید جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الجواد، بیروت، المرکز الاسلامی للدراسات، الطبعة الثالثة، ۱۴۲۵ق. عطاردی، عزیزالله، مسند الامام الجواد ابی‌جعفر محمد بن علی الرضا علیهما‌السلام، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۱۰ق. عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر (تفسیر العیاشی)، تصحیح: هاشم رسولی محلاتی، تهران، المکتبة العلمیه الاسلامیه، ۱۳۸۰ق. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۳۷۵ق. قرشی، باقر شریف، حیاة‌ الامام محمد الجواد علیه‌السلام، بی‌جا، امیر، چاپ: دوم، ۱۴۱۸ق. قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، قم، موسسه انتشارات هجرت، چاپ هفدهم، ۱۳۸۶ش. «کتاب‌شناسی توصیفی امام جواد(ع)»، وبگاه کتابخانه تخصصی علوم قرآن و حدیث، درج مطلب: ۱۴ بهمن ۱۳۹۷ش، بازدید: ۱۹ تیر ۱۴۰۰ش. کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال، تحقیق مهدی رجائی، قم، موسسة آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۰۴ق. کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی- اختیار معرفة الرجال، تلخیص محمد بن حسن طوسی، تصحیح: حسن مصطفوی، مشهد، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، ۱۴۰۹ق. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، بیروت، الطبعة الثالثه، ۱۴۰۳ق. مجلسی، محمدباقر، زاد المعاد، تصحیح علاءالدین اعلمی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۳ق. محلاتی، ذبیح‌الله، ریاحین الشریعه در ترجمه بانوان شیعه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۸ش. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة للامام علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، قم، مؤسسة أنصاریان، الطبعة الثالثة،‌ ۱۴۲۶ق. مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ق. شیخ مفید، تصحیح اعتقادات الامامیة، بیروت، دار المفید للطباعة و النشر، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق. مفید، محمد بن محمد، کتاب المزار-مناسک المزار، تصحیح محمدباقر ابطحی، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق. نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجامعة المدرسین بقم المشرفة، ۱۳۶۵ش. نصر اصفهانی، اباذر، «کتاب‌شناسی امام جواد»، در مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام جواد(ع)، ج۳، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم،‌ چاپ اول، ۱۳۹۵ش. نصیبی شافعی، محمد بن طلحه، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، تصحیح عبدالعزیز طباطبایی، بیروت، مؤسسه البلاغ، بی‌تا. نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، بیروت، دارالاضواء، چاپ:دوم، ۱۴۰۴ق. وکیلی، هادی و لیلا نیک آیین، «رفتارشناسی امام جواد(ع) با موالی و بردگان»، در مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام جواد(ع)، ج۲، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۹۵ش. «همایش ابن الرضا، سیره و زمانه امام جواد(ع) در قم برگزار شد»، خبرگزاری مهر، درج مطلب: ۳۰ فروردین ۱۳۹۵ش، بازدید: ۱۵ تیر ۱۴۰۰ش. هیثمی، احمد بن حجر، الصواعق المحرقة، استانبول، مکتبة الحقیقة، ۱۴۲۴ق. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، بی‌تا. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق/۱۳۷۰ق. پیشین:امام رضا(ع) امام نهم شیعیان دوازده امامی۲۰۳-۲۲۰ هجری قمری پسین:امام هادی(ع) پیوند به بیرون مقاله امام جواد علیه السلام در دانشنامه جهان اسلام سایت حرم کاظمین مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام جواد (ع) نبوامام جواد علیه‌السلامپدر و مادرامام رضا(ع) • سبیکههمسرانسمانه مغربیه • ام الفضلفرزندانامام هادی(ع) • حکیمه • زینب • موسی • فاطمه • امامه • خدیجه • ام کلثومخویشان سرشناسعبدالله بن موسی بن جعفر(عمو) • مامون• حُدَیثاصحاب و راویانصفوان بن یحیی • عبدالعظیم حسنی • محمد بن ریان بن صلت • ابراهیم بن هاشم قمی • خیران خادم • اصحاب امام جواد ← ادامهکتابشناسیوفاة الامام الجواد • حیاة الامام الجواد • سبل الرشاد • زندگانی سیاسی امام جواد • مسند الامام الجوادمرتبطکاظمین • حرم کاظمین • سادات رضوی • مناظرات امام جواد • ابن الرضا • فهرست مدفونان در حرم کاظمین • سادات برقعی • معتصم • یحیی بن اکثمیاران امام جواد علیه‌السلام نبوامامت امامانامام علی(ع) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • امام سجاد(ع) • امام باقر(ع) • امام صادق(ع) • امام کاظم(ع) • امام رضا(ع) • امام جواد(ع) • امام هادی(ع) • امام عسکری(ع) • امام مهدی(عج)آیاتآیه ولایت • آیه ابتلای ابراهیم • آیه اولی الامر • آیه اکمال • آیه تبلیغ • آیه صادقین • آیه نصرروایاتحدیث ثقلین • خطبه غدیر • حدیث وصایت • حدیث منزلت • حدیث یوم الدار • حدیث من مات • حدیث سلسلةالذهب • زیارت جامعه • زیارت غدیریه • حدیث خلافت • حدیث سفینه • حدیث دوازده خلیفه • حدیث لوح • حدیث جابر • حدیث ولایت • حدیث شجرهحوادثواقعه غدیر • واقعه سقیفه بنی‌ساعده • صحیفه ملعونهکتاب‌هاالغدیر • عبقات الانوار • المراجعات • النص و الاجتهاد • احقاق الحق • شب‌های پیشاور • اثبات الهداة • منهاج الکرامة • الهدایة الکبری • الخرائج و الجرائح • الافصاح فی الامامة • دلائل الامامه • الصراط المستقیم • امام شناسی • المسترشد فی الامامةباورهاضرورت امامت • عصمت • ولایت • علم غیب • افضلیت امام • غیبت • امامت ائمه اثنی‌عشر • اهل بیت • برتری اهل بیت(ع) • خلافت • خلیفةالله • مفترض الطاعة • عصمت اکتسابی • ولایت تشریعی • ولایت تکوینی • کرامت ودایعالواح موسی • تابوت عهد • مصحف فاطمه(س) • انگشتر سلیمان • جفر و جامعه • عصای موسی • پیراهن یوسفمرتبطتولی • تبری • مهدویت • رجعت • ترک اولی • اولو الامر • سازمان وکالت • تحدیث • ولایت فقیه • بسط تجربه نبویخداشناسی / نبوت / معاد نبواصحاب امام جواد علیه‌السلاموکیلانعبدالرحمان بن حجاج بجلی • محمد بن سنان زاهری خزاعی • زکریا بن آدم قمی • صفوان بن یحیی • عبدالعزیز بن مهتدی اشعری قمی • علی بن مهزیار اهوازی • ابو عمرو حذاء • صالح بن محمد بن سهل • یحیی بن ابی عمران همدانی • ابراهیم بن محمد بن یحیی همدانی • علی بن ریان بن صلت اشعری قمی • اسحاق بن ابراهیم حضینی • عبدالله بن محمد حضینی • محمد بن فرج رخجی • ابو هاشم داوود بن قاسم جعفریراوياناحمد بن محمد بن ابى نصر بزنطی • احمد بن محمد بن عیسی اشعری • احمد بن محمد بن خالد • عبدالعظیم حسنی • ایوب بن نوح بن دراج • احمد بن اسحاق قمی • احمد بن حماد مروزی • ابراهیم بن مهزیار • جعفر بن محمد بن یونس • حسن بن سعید اهوازی • حسین بن سعید اهوازی • حسین بن یسار • حسین بن اسد • حسین بن سهل بن نوح • حسن بن راشد بغدادی • داود بن قاسم جعفری • داود بن مهزیار • زکریا بن آدم اشعری قمی • سهل بن زیاد آدمی • شاذان بن خلیل • صفوان بن یحیی • علی بن مهزیار اهوازی • علی بن عبدالله مداینی • علی بن اسباط • علی بن بلال بغدادی • قاسم بن حسن بزنطی • محمد بن خالد برقی محمد بن فرج رخجی • محمد بن سنان • محمد بن ابراهیم حضینی • محمد بن اسماعیل بن بزیع • موسى بن عمر بن بزیع • مختار بن زیاد عبدی • محمد بن عبدالله مداینی • محمد بن یونس بن عبدالرحمان • محمد بن حسین بن ابى خطاب كوفى • محمد بن حسن بن محبوب • نوح بن شعیب بغدادی • آدم بن اسحاق اشعری قمی ...صاحب سِرّعمر بن فراتاصحاب معصومین برگرفته از «h ps://wikishia. e /i dex.php? i le=امام_جواد_علیه‌السلام&oldid=636132» رده‌ها: امام جوادمدفونان در کاظمینفرزندان امام رضاچهارده معصومامامان شیعهامامان مدفون در عراقشهدای بنی‌هاشمرده‌های پنهان: همه مقاله‌های دارای عبارت‌های بدون منبعمقاله‌های قابل قبولمقاله‌های با الگوی درجه‌بندیمقاله‌های با پیوند کافیمقاله‌های با رده کاملمقاله‌های با جعبه اطلاعاتمقاله‌های عکس‌دارمقاله‌های با ناوبریمقاله‌های با رعایت شیوه‌نامه ارجاعمقاله‌های بدون کپی‌کاریمقاله‌های با استناد ناقصمقاله‌های غیرجانبدارانهمقاله‌های با شناسه کاملمقاله‌های رسامقاله‌های جامعمقاله‌های خلاصه‌سازی شدهمقاله‌های بنیادین ویکی‌شیعه

این نسخهٔ پایداری است که در ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۱ بررسی شده‌است. محمد تقیخوشنویسی نام «محمد التقی» به خط ثلث در مسجد النبی، مدینهنهمین امام شیعیان دوازده امامیپس ازعلی بن موسی الرضاپیش ازعلی النقی عنوانتقی و جواداطلاعات شخصیزاده۱۰ رجب ۱۹۵ ه‍.قمدینه، حجازدرگذشته۳۰ ذی القعده ۲۲۰ ه‍.قعلت مرگمسمویت با زهرمحل دفنکاظمینهمسرسمانه و ام‌فضلفرزندانهادی، مبرقع، فاطمه، خدیجه، ام‌کلثوم و حکیمهوالدینرضا (پدر)سبیکه (خیزران) (مادر) محمد بن علی بن موسی (زادهٔ ۱۰ رجب ۱۹۵ ه‍.ق – درگذشتهٔ ۳۰ ذی‌القعدهٔ ۲۲۰ ه‍.ق) که کنیهٔ او ابوجعفر و ملقب به جواد و تقی است، نهمین امام شیعیان دوازده‌امامی بعد از پدرش علی بن موسی الرضا و پیش از پسرش هادی می‌باشد. محمد تقی در سال ۱۹۵ ه‍.ق در مدینه به دنیا آمد و در دوران کودکی، پدرش را از دست داد. مادرش کنیزی از نوبیا در شمال آفریقا، یا از امپراطوریِ رومِ شرقی بود. محمد تقی بیشترِ سال‌های کودکی خود را در مدینه و به دور از پدر به سر برد. به این دلیل که وقتی پدرش، در پی احضار مأمون، برای برعهده گرفتن ولایتعهدیِ وی از مدینه خارج شد، هیچ‌یک از اعضای خانواده‌اش را با خود همراه نکرد. به نوشتهٔ طبری، مورخ اهل سنت، مأمون دخترش ام‌حبیب را به عقد رضا درآورد و دختر دیگرش ام‌فضل را برای محمد تقی، که در آن زمان سن کمی داشت، عقد کرد. منابعِ دیگر، ازدواج محمد تقی با ام‌فضل را مربوط به سال ۲۱۵ ه‍.ق، یعنی بعد از مرگِ رضا، و در دوران امامتِ محمد تقی می‌دانند. دورنمای یک امامِ نابالغ، باعث شک و شبهه‌های زیادی در جامعهٔ آن‌روز شیعه شد. به این دلیل که برخی از زعمای امامیه، بلوغ را لازمهٔ امامت می‌دانستند. لذا به سمت احمد بن موسی، عموی محمد تقی گرایش پیدا کردند و فرقهٔ احمدیه را شکل دادند. برخی دیگر با اعتقاد به پایان یافتنِ امامت با موسی کاظم، که پیش از آن شایع شده بود؛ به واقفیه پیوستند و به مؤلفه مشهور شدند. در مقابلِ این فرقه‌ها، حامیان محمد تقی، استدلال می‌کردند که علمِ امامت ربطی به سن و سال ندارد؛ همان‌طور که سنِ کمِ عیسی مانعِ نزول وحی بر وی نشد. به دلیل اختناق موجود و همچنین گسترش جمعیت شیعه، ارتباط محمد تقی با شیعیانش بیشتر از طریق نامه‌نگاری بود. محمد تقی همچنین وکلای زیادی در اقصی نقاط حکومت اسلامی داشت که به نمایندگی از او امور شیعیان را سامان می‌دادند. این شبکهٔ وکالت که در دوران ائمهٔ پیشین بنیان گذاشته شده‌بود، کم‌کم شکل سیاسی پیدا کرد. مأمون که محمد تقی را با شورش‌های پراکندهٔ شیعیان مرتبط می‌دانست، برای کنترلش، او را به بغداد فراخواند و دخترش ام‌فضل را به ازدواج او درآورد. عباسیان که این ازدواج و ورود محمد تقی به دستگاه خلافت را بر خلاف منافع خود می‌دانستند، با برگزاری مناظره‌های علمی، سعی در کم کردن اعتبار او کردند. محمد تقی بعدها اجازه پیدا کرد به مدینه برگردد؛ اما ام‌فضل، که از او صاحب فرزند نمی‌شد، با او سر ناسازگاری گذاشت. بعد از مرگ مأمون، محمد تقی که مورد سوءظن واقع شده بود، دوباره به بغداد فراخوانده شد. بنابر برخی راویان شیعه و سنی از قبیل مسعودی و ابن صباغ، محمد تقی به تحریک خلیفهٔ جدید، معتصم، و به دست همسرش ام‌فضل مسموم شد. او با ۲۵ سال سن، کوتاه‌ترین دوران زندگی را در بین امامان شیعیان دوازده امامی به خود اختصاص داده‌است. هادی، و موسی معروف به مبرقع، از جمله فرزندان محمد تقی به‌شمار می‌آیند. اسامیِ دختران وی گوناگون ذکر شده‌است. همهٔ این فرزندان از سمانه متولد شدند و محمد تقی از ام‌فضل صاحب فرزندی نشده‌است. مقبرهٔ محمد تقی در کاظمین در جوار قبر جدش کاظم واقع شده‌است و به حرم کاظمین معروف است. محتویات ۱ تبار ۲ نام و القاب ۳ سرگذشت ۳.۱ تولد و سال‌های اولیه زندگی ۳.۲ پس از مرگ پدر ۳.۲.۱ ازدواج و زندگی مشترک ۴ امامت ۴.۱ اختلاف‌ها ۴.۲ ارتباط با شیعیان ۴.۲.۱ شبکه وکالت ۴.۳ اصحاب و راویان حدیث ۴.۴ کرامات ۵ کشته شدن ۵.۱ حرم کاظمین ۶ همسران و فرزندان ۶.۱ همسران ۶.۲ فرزندان ۷ ویژگی‌های ظاهری و اخلاقی ۸ موقعیت علمی و روایی ۸.۱ مناظرات ۸.۲ آثار ۹ دیدگاه‌ها ۹.۱ اهل سنت ۹.۲ دیدگاه شیعه ۱۰ در آثار فرهنگی و هنری ۱۱ سال‌شمار ۱۲ یادداشت‌ها ۱۳ پانویس ۱۴ منابع ۱۴.۱ وبگاه‌ها ۱۵ پیوند به بیرون تبار[ویرایش] عکسی از مرقدِ علی بن موسی الرّضا در مشهد نوشتار اصلی: علی بن موسی الرضا از محمد تقی به عنوان تنها فرزند علی بن موسی الرضا یاد می‌شود.[۱][۲] و به همین دلیل معاصرینش او را ابن الرضا[یادداشت ۱] می‌نامیدند.[۳] بنابر گزارش شیخ کلینی، مادر محمد تقی کنیزی به نام «حبیبه» از نوبیا در شمال آفریقا بود.[۴] بنابر روایتی که در کافی و تهذیب آمده‌است، مادر محمد تقی را «خیزران»، از نسل خانوادهٔ ماریه، همسر پیامبر اسلام، می‌دانند. به نوشتهٔ نوبختی، اسمش «درّه» بود که بعدها به خیزران تغییر یافته‌است.[۵][۶] نام‌های دیگری نیز برای مادر محمد تقی ذکر شده‌است، از جملهٔ آن‌ها می‌توان به «سبیکه»، «سکینه»، «ریحانه» و «ام‌الحسن» اشاره نمود. با این وجود، علی بن موسی الرضا، مادرِ محمد تقی را «خیزران» خطاب می‌نمود.[۷] در حدیثی منتسب به علی بن موسی الرضا، بشارتِ تولد محمد تقی توسط پیامبر اسلام، به عنوان «فرزندی که از بهترین کنیزان اهل نوبه پدید خواهد آمد» داده شده‌است.[۸] .mw-pa se -ou pu . avba {display:i li e;fo -size:88%;fo -weigh : o mal}.mw-pa se -ou pu . avba -collapse{floa : igh ; ex -alig : igh }.mw-pa se -ou pu . avba -box ex {wo d-spaci g:0}.mw-pa se -ou pu . avba ul{display:i li e-block;whi e-space: ow ap;li e-heigh :i he i }.mw-pa se -ou pu . avba -b acke s::befo e{ma gi -lef :-0.125em;co e :"[ "}.mw-pa se -ou pu . avba -b acke s::af e {ma gi - igh :-0.125em;co e :" ]"}.mw-pa se -ou pu . avba li{wo d-spaci g:-0.125em}.mw-pa se -ou pu . avba -mi i abb {fo -va ia :small-caps;bo de -bo om: o e; ex -deco a io : o e;cu so :i he i }.mw-pa se -ou pu . avba -c -full{fo -size:114%;ma gi :0 7em}.mw-pa se -ou pu . avba -c -mi i{fo -size:114%;ma gi :0 4em}.mw-pa se -ou pu .i fobox . avba {fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu . avbox . avba {display:block;fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu . avbox- i le . avba {floa : igh ; ex -alig : igh ;ma gi -lef :0.5em}نبوشجره‌نامهٔ محمد تقی محمد علی بن ابی‌طالبفاطمه زهرا حسین بن علیحسن مجتبی سجادفاطمه بنت حسن محمد باقر جعفر صادق موسی کاظم علی بن موسی الرضا محمد تقی برادر و خواهرهمسرانفرزندان ام‌فضلسبیکه علی النقیموسی مبرقعحکیمهزینبفاطمهخدیجه امامهام‌کلثومام‌محمدابواحمد حسینابوموسی‌عمران حسنجعفرابراهیمحسینفاطمه نام و القاب[ویرایش] امام نهم شیعیان دوازده امامی، نامش محمد و کنیه‌اش ابوجعفر و القاب او تقی و جواد است.[یادداشت ۲][۹] در احادیث شیعه با عنوان ابوجعفر از او یاد می‌شود[۱۰] و برای اینکه با محمد باقر - امام پنجم شیعیان که او نیز ابوجعفر نامیده می‌شد - اشتباه نشود؛ تاریخ‌نویسان به او ابوجعفر ثانی می‌گفتند.[۱۱] ذهبی علاوه بر جواد از او با القاب قانع و مرتضی[یادداشت ۳] نام برده‌است. به گفتهٔ ابن‌تیمیه، محمد تقی قبل از این که جواد نام بگیرد به بخشندگی شهرت داشت.[۱۲] علاوه بر این، القاب دیگری مثل زکی، رضی، مختار، متوکل، مرضی، متقی، منتجب، عالم ربانی و هادی[یادداشت ۴] هم برای محمد تقی گزارش شده‌است. به نقل از قطب‌الدین راوندی در کتاب القاب الرسول و عتره، محمد تقی در میان مردم به القابی چون اعجوبه اهل‌البیت، نادره‌الدهر، بدیع‌الزمان، عیسی‌ثانی، و ذوالکرامات[یادداشت ۵] هم شهرت داشته‌است. پدرش او را صادق، صابر، فاضل، قره‌اعین‌المؤمنین، و غیظ الملحدین[یادداشت ۶] می‌خوانده‌است. کنیهٔ خاص وی ابوعلی گزارش شده‌است.[۱۳][۱۴] سرگذشت[ویرایش] گاه‌شمار زندگی محمدتقی رویدادهای زندگی محمدتقی در عصر مأمون ۸۱۱ ولادت در ۱۰ رجب ۱۹۵ ه‍.ق در مدینه ۸۱۳ قتلِ امین توسط مأمون و آغازِ خلافتِ مأمون آغاز قیام‌های ضد حکومتی ۸۱۵ قیام محمد بن جعفر علیه حکومت درخواست مأمون از رضا برای پذیرشِ خلافت در ابتدا، و سپس پذیرشِ ولایتعهدی اعزام گروهی از جانب مأمون برای همراهی رضا تا مرو ۸۱۶ حرکت علی بن موسی‌الرضا از مدینه به مرو سفر به مکه با پدر در مسیر مرو ۸۱۷ عقد در غیاب توسط مأمون با ام فضل سفر به مرو برای ملاقات پدر ۸۱۸ کشته‌شدن رضا در سناباد در آخر صفر ۲۰۳ ه‍.ق سفر اعجازگونه به خراسان و دفنِ پدر آغاز امامت ۸۱۹ احضار اول جواد به بغداد توسط مأمون ۸۲۸ ولادت علی النقی در مدینه ۸۲۹ ولادت موسی مبرقع در مدینه ۸۳۱ احضار دوم به بغداد توسط مأمون ازدواج با ام‌فضل در تکریت ۸۳۳ مرگ مأمون و آغاز خلافت معتصم در عصر معتصم ۸۳۵ احضار به بغداد توسط معتصم مرگ مشکوک محمد تقی در بغداد نبو تولد و سال‌های اولیه زندگی[ویرایش] منابع سال ولادت محمد تقی را ۱۹۵ ه‍.ق دانسته‌اند؛ اما در ماه ولادتش اختلاف کرده‌اند.[۱۵] شیخ طوسی در مصباح المتهجد، تاریخ دهم رجب را ذکر کرده‌است.[۱۶][۱۷] مادلونگ، تاریخ رمضان ۱۹۵ ه‍.ق را متذکر شده و محل ولادت محمد تقی را، منطقه سریا در نزدیکی مدینه می‌داند.[۱۸] فاصلهٔ زمانی ۳۰ ساله میانِ ازدواج علی بن موسی الرضا و تولد محمد تقی، تردیدهایی در مورد نسبت پدر–فرزندی این دو به وجود آورد. به‌علاوه این شبهه سبب شد تا جمعی به امامتِ خودِ رضا نیز شک نمایند؛ چرا که معتقد بودند هر «امام» باید صاحبِ فرزندی باشد تا از طریق او امامت، به نسل بعدی منتقل شود. دلیل دیگری که برای این تردید وجود داشت، تفاوتِ رنگ پوستِ رضا با فرزندش محمد تقی بود. آن‌طور که منابع منعکس کرده‌اند، رنگ پوست محمد تقی به مقدار زیادی تیره بوده‌است.[۱۹] بنابر روایتی که شیخ کلینی در اصول کافی آورده‌است، روزی بر اساس قرار قبلی، عموها و برادرها و خواهران علی بن موسی الرضا، قیافه‌شناسانی را به باغی دعوت کردند و رضا خود در گوشه‌ای از باغ در حالی که لباس باغبان‌ها را پوشیده بود به بیلزدن مشغول شد؛ به گونه‌ای که ارتباطی با جمع ندارد. در این حین محمد تقی را وارد کردند و از قیافه‌شناسان خواستند پدرش را در میان جمع تشخیص دهند. بنا بر نقل کلینی، قیافه‌شناسان به اتفاق گفتند پدرش در میان جمع نیست اما عمو و عموی پدرش و عمه‌اش را تشخیص دادند. سپس رو به باغبان کرده گفتند اگر پدرش در اینجا باشد باید آن باغبان باشد که بیل بر دوش گذاشته‌است؛ چرا که زیر ساق پای این دو به یک شکل است. در این هنگام رضا به جمع آنها پیوست و همه به اتفاق گفتند که پدر محمد تقی، هموست.[۲۰] از همین رو است که بنابه روایتی که در مناقب و تاریخ طبری آمده‌است، علی بن موسی الرضا پسرش محمد تقی را به ابراهیم، پسر پیامبر اسلام، تشبیه کرده‌است؛ چرا که همسران پیامبر از سر حسادت انتساب او به محمد را انکار کرده به ماریه، همسر پیامبر، تهمت زدند.[۲۱] به عقیده رسول جعفریان به دلیل تنگنای سیاسی دوران محمد تقی و همچنین اصل تقیه، که امامان شیعه برای حفظ پیروان خویش، خود را ملزم به رعایت آن می‌کردند؛ اطلاعات زیادی از دوران زندگی محمد تقی در منابع تاریخی نیامده‌است. چیزی که مشخص است، محمد تقی دوران کودکی خویش را در مدینه گذرانده‌است. این عدم شفافیت بدان خاطر است که پس از احضار پدرش رضا توسط مأمون عباسی به خراسان، رضا هیچ‌یک از اعضای خانواده‌اش را با خود به خراسان نبرد.[۲۲] مادلونگ، تنها به همراهی محمد تقی پنج ساله با پدرش -پیش از عزیمتش به مرو- در سفری به مکه جهت زیارت اشاره دارد.[۲۳] دربارهٔ اینکه آیا محمد تقی در دوران اقامت پدرش در خراسان به دیدارش رفته‌است یا خیر، تنها ابن فندق در تاریخ بیهق، گزارش می‌کند که محمد تقی از راه طبس مسینا و در سال ۲۰۲ ه‍.ق راهی خراسان شده‌است.[۲۴] پس از مرگ پدر[ویرایش] محمد تقی در سن هفت سالگی، پدرش را از دست داد.[۲۵][۲۶] مصادر تاریخی مربوط به وفات علی بن موسی الرضا تصدیق می کنند محمد تقی برای غسل پدرش و اقامه نماز به خراسان آمده‌است.[۲۷][۲۸] منابع شیعی این سفر را معجزه‌گونه می‌دانند. در حدیث مفصلی که در عیون اخبار الرضا آمده‌است، از قولِ اباصلت، -خادم و صحابی خاص رضا- نقل شده‌است که رضا بعد از خوردن انگور زهرآلودی که مأمون به خورد او داده بود، در بستر بیماری به‌سر می‌برد تا آنکه پسربچه‌ای که خودش را محمد بن علی معرفی نمود، با وجود درب‌های بسته، وارد شد و علی بن موسی الرضا را در آغوش گرفت. به گفته اباصلت پس از حرف‌های رازگونه‌ای که بین پدر و پسر رد بدل شد، علی بن موسی الرضا از دنیا رفت. سپس محمد تقی او را غسل داد و کفن پوشانید.[۲۹] در روایت دیگری که در کشف الغمه آمده‌است، سفرِ معجزه‌گونهٔ محمد تقی به خراسان از زبان معمر بن خلاد این‌طور نقل شده‌است که محمد تقی، به اتفاقِ معمر از مدینه خارج شده‌است و در بیابانی در اطراف مدینه، او را مدتی تنها گذاشت. محمد تقی پس از بازگشت، غیبتش را برای معمر با عبارت «اکنون پدرم را دفن کردم» توجیه نمود.[۳۰] ازدواج و زندگی مشترک[ویرایش] از قولِ طبری و ابن کثیر، مورخان اهل سنت، نقل شده‌است که در سال ۲۰۲ ه‍.ق وقتی مأمون دخترش ام‌حبیبه را به عقد علی بن موسی الرضا درآورد، دختر دیگرش ام‌فضل را به عقد محمد تقی نابالغ درآورده است.[۳۱] با وجود اینکه مأمون پس از انتقال مرکز خلافتش از مرو به بغداد، از رنگ سبز علوی به رنگ سیاه عباسی تغییر چهره داد؛ اما رفتار ملاطفت آمیزش با محمد تقی را حفظ کرد.[۳۲] به نوشتهٔ رسول جعفریان، مورخ شیعه، سیاست مأمون در قبال محمد تقی، مشابه سیاستش در مقابل علی بن موسی الرضا بود. او که نمی‌خواست محمد تقی را زندانی کند، وی را به بغداد فراخواند تا با او وصلت کند. مخصوصاً که مأمون متهم به قتلِ رضا بود و اکنون می‌بایست با فرزند رضا به گونه‌ای رفتار می‌نمود تا از این اتهام مبری می‌شد.[۳۳] به نوشته منابع شیعه، وقتی مأمون، علی بن موسی الرضا را مسموم کرد؛ پسرش محمد تقی را از مدینه به بغداد -مرکز خلافت جدید خویش- فراخواند تا به رغم مخالفتِ عباسیان، دخترش ام‌فضل را به ازدواج او درآورد.[۳۴][۳۵] به نوشتهٔ یعقوبی، مورخ شیعی، مأمون صدهزار درهم به تازه دامادش بخشید و اظهار داشت که دوست دارد در سلسله اولاد پیامبر اسلام و علی بن ابیطالب، نقش پدربزرگ برایش ثبت شود.[۳۶] اما امام بعدی شیعیان، نوهٔ مأمون نبود بلکه از سمانه که برده‌ای بربر از مغرب در شمال آفریقا بود، متولد شد.[۳۷][۳۸] طبق روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کرده‌است، عباسیان به جهت واهمه از انتقال خلافت به خاندان علی، همچون مخالفت قبلیشان با ولایتعهدی علی بن موسی، با این وصلت نیز مخالفت نشان دادند.[۳۹][۴۰] به نوشته جعفریان، عباسیان علناً با مأمون مخالفت نکردند؛ بلکه کودکی محمد تقی را بهانه کردند و اینگونه توجیه نمودند که وی در دین تفقه ندارد و حلال و حرام خدا را نمی‌داند. مأمون برای ثابت کردن اشتباه آنان، مجلسی به پا کرد و علمای عباسی و در راس آنها یحیی بن اکثم را به مناظره با محمد تقی فراخواند.[۴۱] به عقیده رسول جعفریان، مورخ شیعی، فراخواندنِ محمد تقی به بغداد و عقد دختر مأمون برای وی، برای زیر نظر داشتن محمد تقی و کنترل رفت‌وآمد شیعیان صورت گرفته‌است. منابع تاریخی این فراخوان را به سالِ ۲۱۵ ه‍.ق ذکر کرده‌اند.[۴۲] بنا به روایتی که از اصول کافینقل شده است، اسماعیل بن مهران به محمد تقی در مورد این سفر و خطری که از جانب عباسیان متوجه اوست، هشدار داده بود و از او پرسیده بود بعد از شما این امر (امامت) بر عهده کیست. پاسخِ محمد تقی این بود که این خطر امسال نیست و در سالی دیگری خواهد بود.[۴۳] محمد تقی معمولاً برای مباحثه با عالمانی که به دربار مأمون رفت‌وآمد داشتند، به قصر مأمون می‌رفت.[۴۴][۴۵] به نوشته مادلونگ، پیمان ازدواج محمد تقی با ام‌فضل در غیاب محمد، و در حالی که پسربچه‌ای بیش نبود، انجام گرفت. بنابر گزارش طبری این ازدواج در سال ۲۰۲ ه.ق، و همزمان با ازدواج علی بن موسی الرضا با دختر دیگر مامون، ام‌حبیب، صورت گرفت؛ در حالی که یعقوبی تاریخ این عقد را به سال ۲۰۴ ه.ق، وقتی مامون به بغداد برگشت، ثبت کرده است. به نوشته مادلونگ، ازدواج واقعی و شروع زندگی محمد تقی با ام‌فضل سال ۲۱۵ ه.ق، وقتی مامون محمد تقی را از مدینه به بغداد فراخواند، بوده است.[۴۶] پس از زندگی هشت ساله در بغداد، محمد تقی به همراه ام‌فضل به مدینه مراجعت کرد. ام‌فضل در مدینه و به دلیل عدم فرزندآوری برای محمد تقی و همچنین ازدواج محمد تقی با کنیزی به نام سمانه، با محمد تقی، سر ناسازگاری گذاشت. سمانه نیز برای محمد تقی، پسری به دنیا آورد که بعدها به عنوان امام دهم شیعیان شناخته‌شد.[۴۷] ام‌فضل، طی نامه‌ای به پدرش، از محمد تقی به جهت دمسازی با کنیزان، شکایت نمود.[۴۸][۴۹] مأمون اما توجهی به این شکایت‌ها نداشت و حتی تهدید کرد که اگر این کار ادامه پیدا کند، او را به حضور نخواهد پذیرفت. به این ترتیب، محمد تقی در دوران مأمون، دستگیر یا مورد آزار واقع نشد.[۵۰][۵۱] پس از مرگ مأمون در سال ۲۱۸ ه‍.ق، معتصم -خلیفه بعدی عباسی- که به محمد تقی بدبین بود در سال ۲۲۰ ه‍.ق او را به بغداد فراخواند. محمد تقی، پسرش هادی را با مادرش سمانه، در مدینه تنها گذاشت و عازم بغداد شد.[۵۲] برخی منابعِ اهل سنت مثلِ الائمه الاثنی عشر و شذرات الذهب، سفرِ محمد تقی به بغداد را به مِیل خودش می‌دانند. در مقابل منابعی چون بحارالانوار و الفصول المهمه گزارش کرده‌اند که معتصم به ابن‌زیات مأموریت داد تا محمد تقی را به بغداد بفرستد.[۵۳] امامت[ویرایش] شیعهدرگاه تشیععقایدفروعنماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف • نهی از منکر • تولی • تبریعقاید برجستهمهدویت: غیبت (غیبت صغرا، غیبت کبرا)، انتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقیشخصیت‌هاچهارده معصوممحمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدیصحابه محترم نزد شیعهسلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن‌عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامة بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثهزنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیهرجال و علماکشته‌شدگان کربلا • فهرست رجال حدیث شیعه • اصحاب اجماع • روحانیان شیعه • عالمان شیعه • مراجع تقلیدمکان‌های متبرکمکه و مسجدالحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضادمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه • شیراز و شاه‌چراغ • کاشمر و حمزه بن حمزه بن موسی بن جعفر امامزاده سید مرتضی و آرامگاه سید حسن مدرس • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و حرم شاه عبدالعظیممسجد • امامزاده • حسینیهروزهای مقدسعید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرم)، تاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیهرویدادهارویداد مباهله • رویداد غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه زهرا • قتل عثمان • جنگ جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • کتاب‌هاقرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیهکتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیهمصحف فاطمه • مصحف علی • رساله حقوق • اسرار آل محمدوسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنانتفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعهشاخه‌هادوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیه • زیدیه • غلاه • واقفیهمنابع اجتهادکتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماعنبو علی بن موسی الرضا مکرر به اصحابش یادآوری می‌نمود که صاحب فرزندی خواهد شد و بعد از او، آن فرزند عهده‌دار منصب امامت خواهد بود. با این وجود زمان زیادی گذشت تا شیعیان فرزند مذکور را با چشم خودشان ببینند.[۵۴] محمد تقی تنها چهار سال داشت وقتی پدرش مجبور شد او را در مدینه تنها بگذارد و برای برعهده گرفتن مقامِ ولایتعهدی که مأمون برایش تدارک دیدهبود، عازم خراسان شود. شیعیان به کرّات از رضا این سؤال را می‌پرسیدند که اگر برای او اتفاقی بیفتد، آیا پسری در آن سن خواهد توانست مسئولیت امامت و رهبری شیعه را برعهده بگیرد و رضا معمولاً داستان عیسی را برای آنان نقل می‌کرد که در زمان رسالتش، سن کمتری نسبت به محمد تقی داشته‌است.[۵۵] محمد تقی نخستین امامی بود که در سنین کودکی پدرش را از دست داد.[۵۶] به این دلیل که پدرش، رضا، تا سن ۴۷ سالگی دارای فرزند نشده‌بود و از آنجایی‌که طبق احادیث رسیده از پیامبر، امامان شیعه دوازده نفرند و ۹ نفر آن‌ها از نسل حسین می‌باشند، فقدان فرزند برای رضا باعث شد تا واقفیه آن را دستاویز قرار دهند و امامت علی بن موسی الرضا و همچنین امامت فرزندش محمد تقی را زیر سؤال ببرند.[۵۷] اختلاف‌ها[ویرایش] نوشتار(های) وابسته: واقفیه و غالیان پس از تولد دیر بهنگام محمد تقی، تردیدهایی دربارهٔ جانشینی علی بن موسی الرضا در میان شیعیان شکل گرفت. واقفیه از فرصت استفاده کردند تا به این تردید دامن بزنند و حتی امامت رضا را نیز زیر سؤال بردند.[۵۸] محمد تقی، ۹ سال و به روایتی هفت سال داشت وقتی پدرش در خراسان درگذشت.[۵۹] این نخستین بار بود که در تشیعِ دوازه امامی، شخصِ بالغی برای تصدیِ منصبِ امامت حاضر نبود. دور نمای یک امامِ نابالغ حیرت گسترده‌ای در جامعهٔ شیعه به وجود آورد و بحث مفصلی در این خصوص که آیا بلوغ شرط لازم برای امامت است یا نه؛ درگرفت. به گفتهٔ مادلونگ، در نتیجهٔ این بحران، غیر امامی‌ها که برای کسب مواهبِ دربارِ عباسی تظاهر به حمایت از رضا می‌کردند به گروه‌های ابتداییِ خود برگشتند. همچنین شیعیانی که گمان می‌کردند این که یک کودک بتواند امام شود غیرقابل تصور است، از احمد بن موسی، برادر رضا، پیروی کردند، و به فرقه احمدیه مشهور شدند؛ یا به فرقه واقفیه -با باور به ختم امامت با موسی کاظم- پیوستند؛[۶۰][۶۱] و مولفه نام گرفتند.[۶۲] مادلونگ از گروه دیگری یاد می‌کند که در این تحیّر، به دو فرقهٔ زیدیه و اهل سنت پیوستند.[۶۳] محمد تقی در مقابله با این جریان واقفیه، شیعیان خود را از اینکه پشت سر واقفیه نماز بخوانند نهی کرد.[۶۴] مخالفت‌های زیدیه با شیعیان دوازده‌امامی هم موضعِ تندِ محمد تقی را به همراه داشت تا جاییکه زیدیه و واقفیه هر دو را مصداق آیه «وجوه یومئذ خاشعه عامله ناصبه»[یادداشت ۷] دانست و آن‌ها را ناصبی نامید.[۶۵] مقابلهٔ محمد تقی با غلات از مقابله با باقی فرقه‌ها شدیدتر بود، چرا که غالیان با جعلِ حدیث به نام ائمه و منتسب کردن خود به آن‌ها، شیعیان را به انحراف می‌کشاندند و شیعه را بدنام می‌کردند. این دشمنی تا جایی بود که محمد تقی از یکی از اصحابش به نام اسحاق انباری خواست دو تن از غلات به نام‌های ابوالمهری و ابن ابی‌الزرقاء را به قتل برساند.[۶۶] محمد بن ابی‌زینب از سران غالیان و برخی از یارانش هم مورد لعن محمد تقی قرار گرفتند.[۶۷] ارتباط با شیعیان[ویرایش] در دورانِ امامتِ محمد تقی، به دلیل گسترش جمعیتِ شیعه تا شرقِ مراکزِ سنتیِ آن در عراق و عربستان، و نیز به دلیل سنِ پایینِ محمد تقی، در اوایل امامتش، نقش وکیل در نظارت بر امور روزانهٔ شیعیان به مقدار زیادی افزایش پیدا کرد. محمد تقی تماس همیشگی خود با پیروانش را از طریق نامه‌نگاری حفظ می‌کرد. در یکی از احادیث شیعه، پدرش رضا او را به خاطر نوشتن نامه‌های «بسیار زیبا» در زمانی که او هنوز پسری جوان بود ستوده‌است. نامه‌های او موضوعات گسترده‌ای را در بر می‌گرفت اما عموماً پاسخ‌هایی به سوالات فقهی، خصوصاً دربارهٔ مسایلِ شخصیِ ازدواج، طلاق، و ارث بود.[۶۸] شبکه وکالت[ویرایش] این شبکه هر چند از زمانِ جعفر صادق وجود داشت اما از آن برای اخذ وجوه مالی استفاده می‌شد. نظام وکالت را در واقع موسی کاظم بنیان گذاشت. علی بن موسی الرضا این تشکیلات را حفظ کرد اما در دوران محمد تقی، به گفته جاسم حسین، شکل سیاسی_نظامی به خودش گرفت. جاسم حسین، شورش مردم قم در سال ۲۱۰ ه‍.ق که به کشته شدن یحیی بن عمران -وکیلِ محمد تقی- انجامید را با این فعالیت‌ها مرتبط می‌داند. به نوشتهٔ جاسم حسین، مأمون که محمد تقی را با این فعالیت‌های مرتبط می‌دانست، او را به بهانه ازدواج با دخترش به بغداد فراخواند؛ با این وجود شورش‌ها همچنان ادامه پیدا کرد. جعفربن داوود قمی که به مصر تبعید شده بود، موفق شد فرار کند و در قم به همراه یارانش لشکر مأمون را شکست دهد. جعفر بعدها به دستِ معتصم -خلیفهٔ بعدی- کشته شد؛ اما مرگ او تأثیر منفی بر قیام‌های روبه رشد علویان نداشت. معتصم به ناچار برای کنترل اوضاع، محمد تقی را به بغداد فراخواند. فعالیت‌های سیاسی وکلا اما همچنان به کار خودش ادامه می‌داد.[۶۹] برخی از وکلای محمد تقی در نقاط مختلف خلافت عباسی به این شرح هستند: علی بن مهزیار در اهواز، ابراهیم بن محمد همدانی در همدان، یحیی بن ابی‌عمران در ری، یونس بن عبدالرحمان و ابوعمرو حَذّاء در بصره، علی بن حسان واسطی در بغداد، علی بن اسباط در مصر، صفوان بن یحیی در کوفه، صالح بن محمد بن سهل و زکریا بن آدم در قم؛ علاوه بر وکلای ثابت؛ محمد تقی، گاه نمایندگانی به شهرها می‌فرستاد تا وجوه شرعی یا مبالغی که نزد وکلا بود را جمع‌آوری کنند.[۷۰] از خیران الخادم نیز به عنوان وکیل محمد تقی یاد شده‌است.[۷۱] از این میان، برخی اجازه یافتند وارد دستگاه حکومت شوند و به مقام‌های بالایی برسند. از جمله می‌توان از محمد بن اسماعیل بن بَزِیع نام برد که وزیر شد. حسین بن عبداللّه نیشابوری به حکومت بست و سیستان و حکم بن علیا اسدی به حکومت بحرین رسید. این دو مخفیانه به محمد تقی خمس می‌پرداختند.[۷۲][۷۳] اصحاب و راویان حدیث[ویرایش] شیخ طوسی، عالمِ شیعی، یکصد و شانزده نفر از راویانی که از محمد تقی حدیث نقل کرده‌اند، را برشمرده است. در این میان عده‌ای از یاران معتمدش بودند که احادیث زیادی از آن‌ها باقی مانده‌است؛ برخی از آنان عبارتند از: علی بن مهزیار اهوازی، و حسین بن سعید،[یادداشت ۸] داوود بن قاسم (معروف به ابوهاشم جعفری)، عبدالعظیم حسنی، ابوعبدالله محمد بن خالد برقی، فضل بن شاذان، زکریا بن آدم، و محمد بن اسماعیل بن بزیع.[یادداشت ۹] همچنین از علی بن اسباط کوفی، عثمان بن سعید عَمْری و عمرو بن فرات به عنوان یاران معتمد محمد تقی یاد می‌شود. اصحاب اجماعی که از محمد تقی نقل روایت کرده‌اند، عبارتند از: صفوان بن یحیی، احمدبن‌محمد بَزَنطی،[یادداشت ۱۰] یونس بن عبدالرحمن، و حسن بن محبوب.[۷۴][۷۵] کرامات[ویرایش] علمای شیعه کرامات گسترده و دانش وسیع نامکشوفات را به محمد تقی نسبت می‌دهند. بعلاوه او را نویسنده مواعظ و حکم می‌دانند.[۷۶] آنها دانش و صلاحیت او را معمولاً با عیسی بن مریم مقایسه می‌کنند که با وجود خردسالی به مقام رسالت رسیده‌بود. همچنین مأمون علاقهٔ بسیاری به او ابراز می‌کرد.[۷۷] اولین برخورد مأمون با محمد تقی، به گونه‌ای که در منابع شیعی ثبت شده‌است، جالب توجه است. روایت شده‌است که وقتی مأمون با پرنده‌های شکاری‌اش برای شکار از شهر خارج شده‌بود، از جاده‌ای می‌گذشت که تعدادی کودک از جمله محمد تقی در آن مشغول بازی بودند. وقتی مأمون و همراهانش با اسب به آن‌ها نزدیک شدند، همهٔ بچه‌ها به جز محمد تقی پا به فرار گذاشتند. این حرکتِ محمد تقی، تعجب مأمون را برانگیخت. مأمون از کودک جویا شد که علت عدم فرارش چیست؟ محمد تقی پاسخ داد: «جاده آنقدر تنگ نیست که جا برای عبور تو نباشد؛ و گناهی مرتکب نشدم که از تو بترسم؛ و گمان نمی‌کنم از آن دسته آدم‌ها باشی که بی تقصیر به کسی آسیب بزنی، پس دلیلی برای فرار ندارم.» خلیفه از این جواب خوشش آمد. پس از اینکه کمی از او فاصله گرفت، یکی از بازهای شکاری‌اش، ماهی‌ای کوچک برایش آورد. مأمون ماهی را در دست پنهان کرد و به سمت محمد تقی که هنوز آنجا ایستاده بود برگشت و از او خواست حدس بزند چه در دست پنهان دارد. محمد تقی پاسخ داد: «خالقِ موجوداتِ زنده، ماهی کوچکی در دریا خلق کرده تا باز پادشاهان آن را شکار کند و خلفا بوسیله آن اولادِ پیغمبر را امتحان کنند.»[۷۸][۷۹][۸۰][۸۱] مأمون که از این پاسخ به وجد آمده بود از نَسَبش پرسید و محمد تقی پاسخش را داد. مدت زیادی از این اتفاق نگذشت که مأمون گردهمایی بزرگی ترتیب داد که در آن انواع سوالات از محمد تقی پرسیده شد و پاسخ‌های محمد تقی همه را به شگفتی واداشت. بعد از آن مأمون رسماً اعلام کرد که دخترش را به ازدواج محمد تقی درآورده‌است.[۸۲] از جمله کراماتی که به محمد تقی نسبت داده‌شده سخن گفتن در هنگام تولد، طی‌الارض از مدینه به خراسان برای مراسم تجهیز پدرش، اطلاع از باطن و اسرار افراد، اطلاع از آینده و هنگامه قتلش، شفا دادن بیماران و استجابت دعاهای او برای یاران و علیه دشمنانش می‌باشد. گذشته از این‌ها سخنانی که نشان از علم غیرمتعارف او داشت، دوستان و حتی دشمنانش را تحت تأثیر قرار می‌داد.[۸۳] همچنین در الارشاد شیخ مفید آمده است که محمد تقی در مسیر حج وارد کوفه شد و در خانه مسیب بن زهیر که در آن مسجدی بود فرود آمد. و در پای درخت سدری که بار نداشت وضو گرفت. پس از نماز مردم دیدند که درخت به بار نشسته است و از میوه آن خوردند.[۸۴] کشته شدن[ویرایش] آرامگاه موسی کاظم و محمد تقی واقع در کاظمین عراق روز وفاتش به نقل از کلینی، طوسی و نوبختی آخر ذیقعده سال ۲۲۰ ه.ق ذکر شده است. مسعودی وفات او را پنجم ذی‌الحجه دانسته‌است اما در تاریخ بغداد، روز ششم ذی‌الحجه به عنوان روز وفات محمد تقی ذکر شده است.[۸۵] مادلونگ، تاریخ ۶ ذی‌الحجه ۲۲۰ ه‍.ق را به واقع نزدیک‌تر می‌داند.[۸۶] بدین ترتیب مدت زندگانی محمد تقی، ۲۵ سال می‌باشد که کمترین عمر در میان امامان شیعه است.[۸۷] با فراخوان دوباره محمد تقی به بغداد در سال ۲۲۰ ه‍.ق به دستور معتصم عباسی، محمد تقی دوباره به بغداد عزیمت کرد و در همین سال در این شهر از دنیا رفت. این مرگ زودهنگام که در سن ۲۵ سالگی اتفاق افتاده‌است، احتمال مسمویت و قتل وی را تقویت می‌کرد. به نقل از مسعودی، قتلِ محمد تقی به دست ام‌فضل در بغداد صورت گرفت و ام‌فضل به پاداش این خدمت، به حرمسرای معتصم راه یافت. ابن طولون و همچنین ابن صباغ در الفصوص المهمه نیز راه یافتن ام‌فضل به حرمسرای معتصم را گواهی بر این قتل و آن را اجر ام‌فضل می‌دانند.[۸۸] رسول جعفریان، مورخ معاصر شیعه، در اثبات تاریخی این قتل می‌نویسد؛ سال ۲۱۵ ه‍.ق وقتی محمد تقی توسط مأمون به بغداد احضار شد، جانشینی برای خود انتخاب نکرد اما در این سفر اخیر که به دستور معتصم انجام شد، برای خودش جانشین برگزید که این خود می‌تواند نشان از خطری باشد که محمد تقی در این سفر احساس کرده‌بود.[۸۹] عده‌ای از مورخین روایت مسمومیت محمد تقی را قول مرجوح می‌دانند اما این موضوع نزد علمای شیعی نظیرِ شیخ مفید، طوسی و کلینی به اثبات نرسیده‌است. مسعودی اما در روایتِ مفصلی بر مسمومیت محمد تقی به دست ام‌فضل و به تحریک معتصم و جعفر -برادر تنی ام‌فضل- صحه گذاشته‌است. بنا به روایتی که ابن شهرآشوب و عیاشی نقل کرده‌اند، یکی از وزرای معتصم، به دستور خلیفه او را مسموم کرد. احضار محمد تقی به بغداد و مرگ ناگهانی او در سن جوانی را عموماً به عنوان قرائن قتل محمد تقی نام می‌برند. گفته می‌شود پسر معتصم بر جنازه محمد تقی نماز گذارد.[۹۰][۹۱][۹۲][۹۳] عکسی قدیمی از حرم کاظمین، محل دفن موسی کاظم و محمد تقی (عکس مربوط به سال ۱۹۳۲ میلادی) حرم کاظمین[ویرایش] نوشتار اصلی: حرم کاظمین آرامگاه محمد تقی در شمال بغداد و در کنار جدش موسی کاظم قرار دارد. این بارگاه امروزه به اعتبار دفن موسی کاظم و محمد تقی، کاظمین نامیده می‌شود.[۹۴][۹۵] این محل در ابتدا گورستان قریش بوده‌است. موسی کاظم، پیش از مرگ خویش، قطعه‌ای از قبرستان را جهت خاکسپاری خویش، خریداری نمود. پس از مرگ محمد تقی در بغداد، وی را در کنار قبر پدربزرگ خویش به خاک سپردند. پس از مدتی بنایی بر این قبرها ساخته‌شد که بقعه «کاظمیه» نام گرفت. شیعیان با مراجعه به مسجدی که آنجا بود، این بقعه را زیارت می‌کردند تا اینکه به تدریج خانه‌هایی در اطراف ساخته شد و روستایی شکل گرفت.[۹۶] بعدها ضریح‌هایی بر این دو مقبره ساخته‌شد. در زمان دیلمیان که ترس شیعیان کمتر شد، ازدحام اطراف حرم بیشتر شد و خانه‌ها و ساختمان‌های جدیدی ساخته‌شد. در سال ۳۳۶ ه‍.ق معزالدین احمد بن بویه، ضریح‌ها را تزئین و صحن اطراف حرم را گسترش داد و سربازانی برای امنیت زائران گماشت. در سال ۳۶۹ ه‍.ق عضدالدوله به تعمیر این بقعه پرداخت. در سال ۴۴۳ ه‍.ق بر اثر درگیری شیعی-سنی بنای حرم تخریب، اما در سال ۴۴۶ ه‍.ق دوباره تجدید بنا شد. در سال ۴۹۰ ه‍.ق یکی از وزرای ملکشاه سلجوقی گلدسته‌های حرم را بنا کرد.[۹۷] در سال ۵۱۷ ه‍.ق و مصادف با حکومت مسترشد عباسی، حرم غارت یا تخریب شد اما در سال ۵۷۵ ه‍.ق ناصر لدین‌الله به بازسازی و توسعه حرم پرداخت. تا اینکه در دوران حکومت پسرش ظاهر بامرالله حرم دچار آتش‌سوزی شد و خسارت دید. ظاهر و پسرش مستنصر بالله به تعمیر حرم پرداختند. تا اینکه دوباره حرم و شهر بغداد بر اثر فوران دجله آسیب دید. در سال ۹۶۶ ه‍.ق شاه اسماعیل صفوی به تجدید عمارت پرداخت و گلدسته‌ها را به چهار مناره گسترش داد. همچنین مسجد معروف صفوی را در کنار آن بنا کرد. در سال ۱۲۱۱ ه‍.ق محمدشاه قاجار به طلاکاری و کاشی‌کاری حرم پرداخت و برخی خانه‌های اطراف را خریداری و به حرم اضافه کرد.[۹۸] به عقیده شیعیان، زیارت موسی کاظم و محمد تقی پاداشی همچون بهشت دارد و به مانند زیارت قبر پیامبر اسلام، علی بن ابی‌طالب و حسین بن علی تلقی شده‌است.[۹۹] همسران و فرزندان[ویرایش] مقبره هادی و فرزندش حسن عسکری در سامرا همسران[ویرایش] از ام‌فضل دختر مأمون و سمانه -ام ولد- به عنوان همسران محمد تقی نام برده می‌شود. محمد تقی از همسر اولش، ام‌فضل صاحب فرزندی نشده‌است و تمام فرزندانش از سمانه، کنیزی اهل مغربی- متولد شده‌اند.[۱۰۰][۱۰۱] فرزندان[ویرایش] در تمامی منابع از هادی و موسی معروف به مُبرقع به عنوان پسران محمد تقی نام برده شده‌است.[۱۰۲][۱۰۳] در کتب انساب همچون آثار عمری و فخر رازی، از پسران دیگری نیز یاد شده‌است اما منابع کهن آن‌ها را تأیید نمی‌کنند.[۱۰۴] موسی مبرقع فرزند دوم محمد تقی است که به زیبایی مشهور بوده و سادات رضویه در ایران، عراق، هند و پاکستان از نسل اویند.[۱۰۵] نام‌های دختران محمد تقی نیز گوناگون گزارش شده‌اند. ابن صباغ، عالم سنی مذهب، از فاطمه و أمامه اسم برده‌است اما در دلائل الامامه اسامی آن‌ها خدیجه، حکیمه و ام کلثوم ذکر شده‌است. فخر رازی اسامی بهجت و بریهه را هم به آن اضافه کرده و می‌گوید از هیچ‌یک از دختران محمد تقی نسلی باقی نمانده‌است.[۱۰۶] ضامن بن شدقم، دختران محمد تقی را چهار نفر- فاطمه، خدیجه، ام کلثوم و حکیمه- گزارش می‌کند. او از حکیمه به عنوان کسی نام می‌برد که در تولد حجت بن الحسن، نقش قابله را برعهده داشته‌است. به نوشته ضامن بن شدقم، حکیمه همچنین به عنوان راوی «حرز امام جواد» شناخته می‌شود.[۱۰۷][۱۰۸] ویژگی‌های ظاهری و اخلاقی[ویرایش] به نوشته مادلونگ، رنگ چهره محمد تقی تیره بوده است و ظاهراً یکی از دلایلی که تصمیم مأمون برای ازدواج دخترش با او، مورد انتقاد اطرافیان واقع‌شده، همین بوده‌است.[۱۰۹] به نوشته منابع شیعی، محمد تقی به خاطر کَرَم و بخششی که نسبت به مردم داشت، «جواد» -به معنای بخشنده- خوانده‌می‌شد. گزارش‌ها حاکی از آن است که در سال‌های اولیهٔ زندگی، وقتی پدرش در خراسان بود؛ اصحابش او را از دَربِ فرعی خانه خارج می‌کردند تا با افراد کمتری که برای دریافت کمک گِرد خانه‌اش تجمع می‌کردند مواجه شود. گفته می‌شود پدرش با شنیدن این خبر از خراسان نامه‌ای برایش ارسال کرد تا از او بخواهد به حرف کسانی که به او می‌گویند از درب اصلی رفت‌وآمد نکند، گوش ندهد؛ که این بخاطر خِسَّت آنهاست و می‌ترسند از او خیری به دیگران برسد. رضا در این نامه به پسرش سفارش کرده بود: «هر وقت می‌خواهی از خانه خارج شوی، مقداری سکه طلا و نقره همراه داشته‌باش. هیچ‌کس از تو درخواستی نکند مگر اینکه چیزی به او بدهی. از عموها یا دایی‌هایت اگر کسی نیازی داشت، کمتر از پنجاه دینار به او نده، و می‌توانی بیشتر ببخشی اگر بخواهی؛ و از عمه‌ها و خاله‌هایت اگر کسی درخواستی داشت، کمتر از بیست و پنج دینار به او نده و می‌توانی بیشتر ببخشی اگر بخواهی.»[۱۱۰] گفته می‌شود محمد تقی اول هر ماه صدقه می‌داد و نزد اهل منصب برای رفع گرفتاری‌های مردم شفاعت می‌کرد. نماز ویژه‌ای منسوب به اوست؛ و علاقه وی به مناجات از حجم زیاد ادعیه‌ای که از او باقی‌مانده و تعویذات روزهای هفته و حرزهای مشهوری که از او نقل‌شده، هویدا است.[۱۱۱] موقعیت علمی و روایی[ویرایش] محمد تقی با وجود اینکه در خردسالی به امامت رسید و دوران امامتش کوتاه بود، در منابع شیعه و سنی بیش از دویست حدیث در مسائل فقهی، تفسیری، اخلاقی و اعتقادی از او باقی مانده‌است.[۱۱۲] با این وجود موقعیت علمی وی ظهور و بروز کافی نداشته‌است. جدای از دوران کوتاه امامتش، خردسالی محمد تقی باعث شد سال‌ها طول بکشد تا مورد پذیرش جامعه شیعه واقع شود. دلیل عمده اما تنگنای سیاسی زمانه بود که باعث شد محمد تقی بنا به روایتی تا ده سالگی امامت خود را مخفی نگه دارد.[۱۱۳] به همین دلیل ارتباط شیعیان با او از طریق نامه‌نگاری صورت می‌گرفت. این نامه‌ها که اغلب نام و نشان کسی که محمد تقی به او نامه می‌نوشته را در خود دارد، بیشتر در جواب سوالات فقهی شیعیان نگاشته شده‌است.[۱۱۴] مناظرات[ویرایش] تایپوگرافی نام محمد تقی بر ضریح حسین بن علی در کربلا محمد تقی از جانب دو گروه به مناظره خوانده می‌شد. گروه اول شیعیانی بودند که به دلیل خردسالیِ او دربارهٔ امامتش شک داشتند. گروه دوم عناصر ضد شیعی در دربار مأمون و معتصم بودند که از ازدواجش با دختر مأمون و ورود او به دربار عباسی ناراضی بودند. برای همین یحیی بن اکثم را تحریک به مناظره با او کردند تا اعتبارش را از بین ببرند.[۱۱۵] یحیی بن اکثم، قاضی القضاتِ خلافت عباسی، در گردهمایی‌ای که به همین منظور تشکیل شده‌بود، از محمد تقی پرسید: «کفارهٔ گناه کسی که در لباس احرام حیوانی را شکار کند چیست؟» گفته می‌شود محمد تقی قبل از پاسخ، سؤال‌هایی پرسید که باعث شگفتی مخالفین شد. محمد تقی از یحیی پرسید: «آیا شکار در خارج از منطقه احرام بوده یا در داخل آن؛ آیا شکارچی از گناهش آگاه بوده یا از روی جهل مرتکب شده؛ آیا شکارچی به عمد شکار را کشته یا از روی اشتباه؛ آیا شکارچی آزاد است یا بنده، بالغ بوده یا نابالغ، برای اولین بار مرتکب شده یا قبلاً هم انجام داده؛ شکار، پرنده بوده یا چیز دیگری، کوچک بوده یا بزرگ، آیا فرد خاطی از گناهش پشیمان است یا بر آن اصرار دارد، آیا شکارش را مخفیانه، در شب کشته، یا در روشنایی روز و در ملا عام؛ آیا شکارچی در لباس احرام حج بوده یا عمره؟ …»[۱۱۶] ابن تیمیه، عالم سنی مذهب، ضمن تمجید از محمد تقی، در صحّت این روایت تشکیک کرده و به نقد محتوایی آن پرداخته‌است. حسین میلانی این نقد را ناروا می‌داند چون بر صورتِ مختصرِ این روایت که در منهاج الکرامه آمده، نوشته شده‌است. در روایت کامل‌تری که شیخ مفید، عالم شیعی، نقل کرده، محمد تقی به درخواست مأمون پاسخ یک یکِ فروضی را که مطرح کرده را می‌دهد.[۱۱۷] همچنین گزارش شده‌است که مأمون از محمد تقی می‌خواهد، محمد تقی از یحیی بن اکثم سوالاتی را بپرسد. سؤال محمد تقی این است که چگونه نگاه مردی به زنی در اول روز حرام است، وقتی روز بالا می‌آید حلال می‌شود، در هنگام ظهر دوباره حرام می‌شود و هنگام عصر حلال می‌شود و هنگام غروب حرام می‌شود و هنگام عشا حلال و نصف شب حرام و هنگام سپیده دوباره حلال می‌شود؟ محمد تقی می‌پرسد این چگونه زنی است. سؤالی که ظاهراً یحیی از پاسخ به آن درمی‌ماند و محمد تقی خودش پاسخ آن را می‌دهد.[۱۱۸] گردهمایی مشابهی با حضور افراد برجسته شیعی از سراسر سرزمین‌های اسلامی که به سفر حج آمده بودند و در امامت محمد تقی با وجود سن کم او شک داشتند، در شهر مدینه برگزار شد. این گفتگوها چنان باعث حیرت جمع شیعیان شد که تمام شک‌ها در خصوص امامت محمد تقی را از بین برد. همچنین شیخ کلینی، محدث شیعی، روایت می‌کند که مشاورین حرم به او آزمونی دادند که چندین روز طول کشید و محمد تقی در آن به سی هزار سؤالی که از او پرسیده‌شد، پاسخ داد.[۱۱۹] همچنین مناظره‌های دیگری با موضوع فضائل خلفا به محمد تقی نسبت می‌دهند که در آن یحیی بن اکثم دربارهٔ برخی احادیث با موضوع فضیلت ابوبکر و عمر، سوالاتی را از محمد تقی پرسیده‌است. در این مناظرات محمد تقی ضمن اینکه فضیلت خلفا را رد نکرده، برای دروغ بودن احادیث مزبور دلایلی را آورده‌است. بر طبق یکی از این احادیث جبرئیل نازل شده تا از طرف خدا بپرسد آیا ابوبکر از خداوند راضی است چون خدا از او راضی است. محمد تقی با استناد به آیه‌ای از قرآن می‌پرسد «آیا خدا از رضا و سخط ابوبکر آگاهی نداشت که از او می‌پرسد؟» در حدیث دیگری از ابوبکر و عمر به عنوان سرور پیران اهل بهشت یاد می‌شود. محمد تقی استدلال می‌کند که همه اهل بهشت جوان هستند.[۱۲۰] آخرین مناظرهٔ محمد تقی ، بنا به روایت مجلسی، عالم شیعی، در دربار معتصم صورت گرفته‌است. بر این اساس، معتصم از او دربارهٔ کیفیت قطعِ دستِ دزد سؤال می‌کند و محمد تقی بر خلافِ حکمِ ابن ابی دؤاد و بقیه فقهای دربار، به قطعِ دستِ دزد از مفصل انگشتان حکم می‌دهد. با توضیحات محمد تقی ، معتصم، حکم او را بر همه ترجیح می‌دهد.[۱۲۱] سه روز پس از این مناظره، ابن ابی دؤاد، نزد معتصم رفت و به وی هشدار داد که رها کردن حکم فقهای دربار و پذیرفتن حکم محمد تقی که عده کمی به امامت وی معتقدند، عواقب سختی را برای حکومت دربرخواهد داشت.[۱۲۲][۱۲۳] به گفته عیاشی، نتیجه این مناظره سبب شد تا معتصم به قتل محمد تقی راضی گردد.[۱۲۴][۱۲۵] آثار[ویرایش] در موسوعه الامام الجواد، علاوه بر پدر و پسرش، نام شصت و سه تن از افرادی که محمد تقی با آن‌ها مکاتبه داشته، گزارش شده‌است. برخی از این مکاتبات در پاسخ به گروهی از شیعیان نگاشته شده‌است و برخی مخاطبِ خاص دارد. مخاطب برخی نیز ناشناس هستند. همچنین احادیث فراوانی در تقریباً نیمی از ابواب فقهی، که بسیاری از آن‌ها را محمد تقی از پیامبر و ائمهٔ پیش از خودش روایت کرده، از او باقی مانده‌است. در دیگر کتب حدیث و ادب نیز احادیثی دربارهٔ مسائل اعتقادی، مواعظ اخلاقی و کلمات قصار از او به جا مانده‌است. کلمات حکمت‌آمیز او با مضامین اخلاقی در کتاب ابن‌حمدون با نام التذکره الحمدونیه به جا مانده‌است. پاره‌ای احادیث در موضوع طب و علاج برخی بیماری‌ها نیز از محمد تقی به یادگار مانده‌است. همچنین دعاها و تعویذات روزهای هفته و حرزهای مشهوری از او نقل شده‌است.[۱۲۶] ابن صباغ مالکی برخی از کلمات قصار محمد تقی را در کتاب الفصول المهمه جمع‌آوری کرده‌است. همچنین در تحف العقول و منابع دیگر از اینگونه کلمات زیاد گزارش شده‌است.[۱۲۷] دیدگاه‌ها[ویرایش] اهل سنت[ویرایش] ابن صباغ مالکی در کتابش الفصول المهمه از محمد تقی به عنوان کسی که سنش کمتر از همه و قدر و شأنش اعظم است یاد کرده‌است؛ و او را دارای کمالات و معجزات بسیار می‌داند.[۱۲۸] ابن تیمیه و صلاح‌الدین صفدی، محمد تقی را یکی از افراد برجسته هاشمی می‌دانند که به خاطر سخاوتش جواد لقب گرفته است.[۱۲۹][۱۳۰] به نوشته مادلونگ، مخالفت عباسیان با ازدواج محمد تقی با دختر مامون بیشتر ناشی از ترس آنها از میدان دادن مامون به علویان سرچشمه می‌گرفت.[۱۳۱] شمس‌الدین ذهبی در تاریخ الاسلام، محمد تقی را با وجود سن کمش، یکی از زعمای اهل بیت معرفی می‌کند.[۱۳۲] شبراوی در الإتحاف بحب الأشراف، در توصیف محمد تقی، او را صاحب کرامات عدیده و فضایل او را مشهور میان دانشمندان دانسته‌است.[۱۳۳] شبلنجی، از فضائل محمد تقی گزارش‌هایی را نقل می‌کند و در نهایت دلیل اصرار مأمون به ازدواج دخترش با محمد تقی را، فضل و علم و کمال محمد تقی با وجود سن کم او می‌داند.[۱۳۴] سبط بن جوزی نیز محمد تقی را در دانش و تقوا و سخاوت بر روش پدرش رضا می‌داند.[۱۳۵] محمد بن طلحه شافعی درباره او می‌گوید: «گرچه سنش کم است، لیکن بزرگمنش و بلند آوازه است.»[۱۳۶] به نوشته شبلنجی، فضل و دانش وی بر همگان آشکار بوده‌است.[۱۳۷] ابن حجر هیتمی او را از نظر دانش بر همگان سرآمد می‌داند.[۱۳۸] دیدگاه شیعه[ویرایش] دلیلِ شیعیان برای پذیرشِ امامتِ محمد تقی، روایت‌ها یا نصوص عام و خاصی است که از پیامبر اسلام و ائمه دوازده‌گانه مخصوصاً پدرش، علی بن موسی الرضا، به آن‌ها رسیده‌است.[۱۳۹][۱۴۰] پس از تولد محمد تقی، رضا او را مولود پر خیر و برکت نامید که حق را از باطل جدا کرد. رضا به شیوه‌های مختلف از جمله نشان دادن مُهر امامت فرزندش به یاران خود و تأکید بر امامت وی پس از خویش، سعی داشت تبلیغات فرقه واقفیه را خنثی کند.[۱۴۱] پس از مرگ رضا، هشتاد تن از هواداران اصلی او در بغداد در خانه عبدالرحمن بن حجاج، از اصحاب ممتاز جعفر صادق، موسی کاظم و علی بن موسی الرضا جمع شدند. آنان در آنجا تصمیم گرفتند که فرزندِ رضا شایسته امامت است. حامیان محمد تقی استدلال کردند که در قرآن عیسی در گهواره سخن گفته‌است و حتی در کودکی به او وحی می‌شد و بدین ترتیب با امامی که کودک است مخالفتی وجود ندارد.[۱۴۲] اما همچنان در بین شیعیان بر سر این که امامِ نابالغ در همهٔ جنبه‌ها با امام بالغ برابر هست یا نه اختلاف وجود داشت. از جمله اینکه آیا دانش امام از منابع عادی نظیر معلمین و کتب حاصل شده یا از منابع فراطبیعی چون فرشتگان بدست آمده‌است. اما در نهایت این دیدگاه که امامان بالغ و کودک در همه جوانب از جمله منبع فراطبیعی دانششان برابرند بر دیگر دیدگاه‌ها غالب شد.[۱۴۳] گفته می‌شود دربارهٔ این اختلاف از خود محمد تقی هم سؤال شد. محمد تقی در پاسخ، خودش را با علی بن ابی‌طالب، امام اول شیعیان، مقایسه کرد که در نه سالگی ایمان آورد؛ و همچنین با سلیمان نبی که داوود او را در کودکی به جانشینی خود انتخاب کرد. شیعیان با این وجود اصرار داشتند جنبهٔ الهیِ امامتِ محمد تقی را در علم و دانش او هم ببینند. به همین دلیل در مواضعِ مختلف با طرح سوال‌هایی او را مورد آزمایش قرار می‌دادند. از جمله به پرسش‌هایی اشاره می‌شود که در موسم حج توسط فقهای شیعه مطرح شد و محمد تقی با وجود خردسالی به همه آن‌ها پاسخ داد. به جز گروه‌های مثل زیدیه و اسماعیلیه که گاهی کودکیِ محمد تقی را مورد طعن قرار می‌دادند، تقریباً همه پیروان شیعه امامت او را پذیرفتند و اختلافات مذکور هیچ وقت باعث ایجاد بحران در جامعه شیعه نشد.[۱۴۴] در آثار فرهنگی و هنری[ویرایش] «باب‌المراد» عنوان سریالی تاریخی مذهبی است که به وقایع زندگی محمد تقی از بدو تولد، وقتی هنوز پدرش علی بن موسی الرضا در قید حیات بود تا هنگام وفات محمد تقی می‌پردازد. این سریال در مناطق مختلف ایران و سوریه با مشارکت یک گروه هنری از کشورهای ایران، سوریه، عراق، لبنان، بحرین و کویت فیلمبرداری شده‌است.[۱۴۵][۱۴۶] سال‌شمار[ویرایش] ۱۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰۱۱|۶۳۲|۶۵۲|۶۷۲|۶۹۲|۷۱۲|۷۳۲|۷۵۲|۷۷۲|۷۹۲|۸۱۲|۸۳۲|۸۵۲|۸۷۲سال میلادی ۱۲|۸۷۴|۹۸۸|۱۱۰۲|۱۲۱۶|۱۳۳۰|۱۴۴۴|۱۵۵۸|۱۶۷۲|۱۷۸۶|۱۹۰۰|۲۰۱۴سال میلادی   (۱) علی بن ابی‌طالب، از ۶۳۲ تا ۶۶۱ (۲۹ سال)   (۲) حسن مجتبی، از ۶۶۱ تا ۶۷۰ (۹ سال)   (۳) حسین بن علی، از ۶۷۰ تا ۶۸۰ (۱۰ سال)   (۴) سجاد، از ۶۸۰ تا ۷۱۲ (۳۲ سال)   (۵) محمد باقر، از ۷۱۲ تا ۷۳۲ (۲۰ سال)   (۶) جعفر صادق، از ۷۳۲ تا ۷۶۵ (۳۳ سال)   (۷) موسی کاظم، از ۷۶۵ تا ۷۹۹ (۳۴ سال)   (۸) علی بن موسی الرضا، از ۷۹۹ تا ۸۱۷ (۱۸ سال)   (۹) محمد تقی، از ۸۱۷ تا ۸۳۵ (۱۸ سال)   (۱۰) علی النقی، از ۸۳۵ تا ۸۶۸ (۳۳ سال)   (۱۱) حسن عسکری، از ۸۶۷ تا ۸۷۴ (۷ سال)   (۱۲) حجت بن الحسن، از ۸۷۴ تا زمان حال (تاکنون ۱۱۴۷ سال) توضیحات این الگو بر مبنای اندیشهٔ شیعه است. در اندیشهٔ شیعی دورهٔ امامت و خلافت الهی علی بن ابی‌طالب از درگذشت پیامبر اسلام آغاز شده‌است. دورهٔ زمامداری وی بر مسلمین پس از کشته شدن عثمان بن عفان آغاز شد. آغاز امامت هر امام مصادف با درگذشت امام پیشین است. دورهٔ امامت حجت بن حسن از لحظهٔ درگذشت امام پیشین خود آغاز شده‌است و چون به عقیدهٔ شیعیان دوازده امامی وی زنده و از نظرها پنهان است؛ بنابراین، امامت حجت بن حسن تا زمان ظهور وی و پس از آن تا زمان از دنیا رفتن او ادامه دارد. مقیاس نمودار در ردیف نخست با مقیاس ردیف دوم (مرتبط با حجت المهدی) یکسان نیست. یادداشت‌ها[ویرایش] ↑ ابن الرضا: پسر رضا ↑ تقی: پرهیزکارجواد: بخشنده ↑ قانع: خرسند به بهرهٔ خودمرتضی: پسندیده و برگزیده ↑ زکی: پاکرضی: مرد خشنودمختار: اختیاردارمتوکل: آنکه به خدا تکیه می‌کندمرضی: مورد رضایتمتقی: پرهیزکارمنتجب: برگزیدهعالم ربانی: عالم خداییهادی: هدایت کننده ↑ نادره الدهر: نادرهٔ روزگاربدیع الزمان: طرفهٔ روزگارذوالکرامات: صاحب کرامتها ↑ صادق: راستگوصابر: صبر کنندهفاضل: دارای فضلقره العین المومنین: نور چشم مومنانغیظ الملحدین: مایه خشم منکران خدا ↑ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ ﴿۲﴾ عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ (ترجمه: در آن روز چهره‌هایی زبونند (۲) که تلاش کرده رنج [بیهوده] برده‌اند.)[۸۸–۲ و ۳] ↑ حسین بن سعید از دیگر راویان و اصحاب محمد تقی و رضا و هادی است. برادرش حسن بن سعید نیز از اصحاب و راویان محمد تقی است. به گفته نجاشی دو برادر به اتفاق سی کتاب تالیف کرده اند. (رک: قزوینی، زندگانی امام جواد، ۱۲۴.) ↑ محمد بن اسماعیل بن بزیع، از اصحاب محمد تقی است و تالیفاتی در حج و ثواب آن داشته است. گفته می شود در در سال 260 ه.ق. در بازگشت از حج وفات کرده است. از حسین بن خالد صیرفی روایت شده است که علی بن موسی الرضا در مورد او گفته است «دوست داشتم در بین شما کسی مانند او بود.»(رک:قزوینی، زندگانی امام جواد، 237.) ↑ احمدبن‌محمد بَزَنطی، از اصحاب اجماع و از یاران خاص محمد تقی و پدرش رضا بوده و علمای رجال از او ستایش کرده‌اند. «الجامع» و «المسائل» از آثار او هستند. رک: جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۹۳. پانویس[ویرایش] ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ Do aldso , The Shi'i e Religio , 190. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۲. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ قهرمانی نژاد، زنان اسوه، ۵۳. ↑ پیشوایی، سیرهٔ پیشوایان، ۵۵۹. ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 38. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۲. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۱. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ مقرم، نگاهی گذرا به زندگانی امام جواد، 31. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ نورمحمدی، نقد و بررسی محتوایی گزارش انتساب امام جواد، ۷۴–۸۰. ↑ پیشوایی، سیرهٔ پیشوایان، ۵۳۴–۵۳۳. ↑ پیشوایی، سیرهٔ پیشوایان، ۵۳۴. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، 477. ↑ Madelu g, “ʿAlī Al-Reżā”, I a ica. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۹–۴۷۸. ↑ Mome , A I oduc io o Shi`i Islam, 42. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۷. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، 160. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، 159-160. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، 270-271. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۹–۴۷۸. ↑ Mome , A I oduc io o Shi`i Islam, 43. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۸. ↑ Madelu g, “ʿAlī Al-Reżā”, I a ica. ↑ Do aldso , The Shi'i e Religio , 190. ↑ Do aldso , The Shi'i e Religio , 190. ↑ Do aldso , The Shi'i e Religio , 191. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 206-218. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۸. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۹. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۸–۴۷۹. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، 110. ↑ Do aldso , The Shi'i e Religio , 191. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 206-218. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 221. ↑ Do aldso , The Shi'i e Religio , 192. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 38. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 38. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۸۱. ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 53. ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ پیشوایی، سیرهٔ پیشوایان، ۵۶۳. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ Do aldso , The Shi'i e Religio , 190. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۳. ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۴۳۱. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۹۰. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۹۰–۴۹۱. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۹۱. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، 492. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ پیشوایی، سیرهٔ پیشوایان، ۵۸۸. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، ۱۲۴، ۱۵۲ و ۲۲۵. ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ Do aldso , The Shi'i e Religio , 191. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 206. ↑ مرتضی عاملی، نگاهی به زندگی سیاسی امام جواد، ۳۰. ↑ هاشمی، مناقب اهل بیت از دیدگاه اهل سنت، ۲۵۳. ↑ Do aldso , The Shi'i e Religio , 191. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، 138و50. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۷۱. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۸۱–۴۸۲. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۸۱–۴۸۲. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ WOFIS, A B ief His o y of The Fou ee I fallibles, 156–154. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 38. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، 325. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، ۳۲۶. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، 327. ↑ محدثی، «حرم کاظمین»، فرهنگ کوثر. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، ۵۲. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، ۶۳. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، ۶۴–۶۳. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، ۶۴. ↑ فقیه بحرالعلوم، حکیمه دختر امام جواد، ۱۱. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 52. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۸۹. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 210–212. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، 143-144. ↑ Do aldso , The Shi'i e Religio , 190. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، 488-487. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، ۲۴۲–۲۴۱. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، ۲۴۴–۲۴۳. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۸۲–۴۸۶. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ قزوینی، زندگانی امام جواد، ۲۴۵. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام، ۴۹۰. ↑ مالکی، الفصول المهمه، ۲:‎ ۱۰۳۵. ↑ ابن تیمیه، منهاج السنه، ۴:‎ ۶۸. ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ۴:‎ ۷۹. ↑ Madelu g, “MUHAMMAD B AL-RIDA”, E cyclopaedia of Islam. ↑ ذهبی، تاریخ اسلام، ۱۵:‎ ۳۸۵. ↑ شبراوی، الاتحاف بحب الاشراف، ۳۴۸. ↑ شراب، نورالابصار، ۳۲۷. ↑ al-Qa ashi, The Life of Imam Muhammad Al-Jawad, 38–37. ↑ نصیبی، مطالب السؤول، ۳۰۳. ↑ شراب، نورالابصار، ۱۶۱. ↑ هیتمی، صواعق المحرقه، ۲۸۸. ↑ Taba abai, Shi'i e Islam, 183. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ Medoff, “Moḥammad Al-Jawād, Abu Jaʿfa ”, I a ica. ↑ باغستانی، «جواد، امام»، دانشنامهٔ جهان اسلام. ↑ خبرگزاری مهر، هفته‌ای 15 لوکیشن داشتیم/ در «باب‌المراد» محتوا مهم‌تر از تکنیک بود. ↑ خبرگزاری جمهوری اسلامی، باب‌المراد نخستين اثري كه به زندگي امام جواد (ع) مي پردازد. منابع[ویرایش] .mw-pa se -ou pu . efbegi {fo -size:90%;ma gi -bo om:0.5em}.mw-pa se -ou pu . efbegi -ha gi g-i de s>ul{ma gi -lef :0}.mw-pa se -ou pu . efbegi -ha gi g-i de s>ul>li{ma gi -lef :0;paddi g-lef :3.2em; ex -i de :-3.2em}.mw-pa se -ou pu . efbegi -ha gi g-i de s ul,.mw-pa se -ou pu . efbegi -ha gi g-i de s ul li{lis -s yle: o e}@media(max-wid h:720px){.mw-pa se -ou pu . efbegi -ha gi g-i de s>ul>li{paddi g-lef :1.6em; ex -i de :-1.6em}}.mw-pa se -ou pu . efbegi -100{fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu . efbegi -colum s{ma gi - op:0.3em}.mw-pa se -ou pu . efbegi -colum s ul{ma gi - op:0}.mw-pa se -ou pu . efbegi -colum s li{page-b eak-i side:avoid;b eak-i side:avoid-colum } ابن تیمیه، احمد (۱۴۰۶). منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية. مدینه: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية..mw-pa se -ou pu ci e.ci a io {fo -s yle:i he i }.mw-pa se -ou pu q{quo es:"\"""\"""'""'"}.mw-pa se -ou pu code.cs1-code{colo :i he i ;backg ou d:i he i ;bo de :i he i ;paddi g:i he i }.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-f ee a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/6/65/Lock-g ee .svg/9px-Lock-g ee .svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io : igh .1em ce e ;paddi g- igh :1em;paddi g-lef :0}.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-limi ed a,.mw-pa se -ou pu .cs1-lock- egis a io a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/d/d6/Lock-g ay-al -2.svg/9px-Lock-g ay-al -2.svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io : igh .1em ce e ;paddi g- igh :1em;paddi g-lef :0}.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-subsc ip io a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/a/aa/Lock- ed-al -2.svg/9px-Lock- ed-al -2.svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io : igh .1em ce e ;paddi g- igh :1em;paddi g-lef :0}.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-f ee a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-subsc ip io a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-limi ed a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock- egis a io a{backg ou d-posi io :lef .1em ce e ;paddi g-lef :1em;paddi g- igh :0}.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io {colo :#555}.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io spa ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io spa {bo de -bo om:1px do ed;cu so :help}.mw-pa se -ou pu .cs1-hidde -e o {display: o e;fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu .cs1-visible-e o {fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io ,.mw-pa se -ou pu .cs1-fo ma {fo -size:95%}.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -lef ,.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -wl-lef {paddi g-lef :0.2em}.mw-pa se -ou pu .cs1-ke - igh ,.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -wl- igh {paddi g- igh :0.2em} باغستانی، اسماعیل (۱۳۸۶). «جواد، امام». دانشنامه جهان اسلام. ۲. به کوشش غلامعلی حداد عادل. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ص. ۲۴۱–۲۴۹. شابک ۹۶۴-۴۴۷-۰۱۲-۵. جعفریان، رسول (۱۳۸۷). حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام. قم: انصاریان. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۳۸-۰۰۱-۳. محدثی، جواد (۱۳۷۷). «حرم کاظمین (ع)». فرهنگ کوثر. قم (۱۵): ۸۶–۸۷ – به واسطهٔ نورمگز. پیشوایی، مهدی (۱۳۷۷). سیره پیشوایان. قم: موسسه امام صادق علیه السلام. شابک ۹۶۴-۶۲۴۳-۱۲-۶. شراب، محمد محمدحسن (۲۰۰۸). نور الأبصار في مناقب آل بيت النبي المختار (ص). بیروت: دارالقلم. شبراوی، جمال‌الدین (۱۹۹۸). الإتحاف بحب الأشراف. بیروت: مکتب الاعلمی. فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی (۱۳۹۳). حکیمه دختر امام جواد. تهران: نشر مشعر. قزوینی، محمدکاظم (۱۳۹۰). زندگانی امام جواد. ترجمهٔ محمد صالحی. تهران: یاس بهشت. قهرمانی نژاد، بهاءالدین (۱۳۹۰). زنان اسوه (15) نجمه مادر گرامی امام رضا، خیزران مادر گرامی امام جواد علیهم السلام. تهران: مشعر. ذهبی، شمس الدین (۱۹۸۶). تاریخ الاسلام. بیروت: دارالکتب العربی. صفدی، صلاح‌الدین (۱۴۲۰). الوافي بالوفيات. بیروت: دارالاحیاء الثراث. هاشمی، محمد طاهر (۱۳۸۱). مناقب اهل بیت علبه السلام از دیدگاه اهل سنت. مشهد، ایران: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی. ص. ۲۳۵. مقرم، عبدالرزاق (۱۳۸۲). نگاهی گذرا به زندگانی امام جواد. ترجمهٔ پرویز لولاور. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی. مرتضی عاملی، سید جعفر (۱۳۶۵). نگاهی به زندگی سیاسی امام جواد. ترجمهٔ محمد حسینی. قم: جامعه مدرسین حورزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی. نورمحمدی، مهدی (۱۳۹۵). «نقد و بررسی محتوایی گزارش انتساب امام جواد (ع)». در انجمن تاریخ‌پژوهان حوزهٔ علمیهٔ قم. مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام جواد علیه السلام. قم: مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه. نصیبی، محمد بن طلحه (۲۰۰۹). مطالب السؤول فی مناقب آل رسول. به کوشش عبدالعزیز طباطبایی. بیروت: موسسة البلاغ. هیتمی، ابن حجر (۱۴۲۴). صواعق المحرقه. استانبول: مکتبة الحقیقة. مشکور، محمدجواد (۱۳۷۲). فرهنگ فرق اسلامی. مشهد: آستان قدس رضوی. مالکی، ابن صباغ (۱۴۲۲). الفصول المهمه فی معرفة الائمه. قم: دارالحدیث. وبگاه‌ها[ویرایش] خبرگزاری جمهوری اسلامی (۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳). «باب‌المراد نخستين اثري كه به زندگي امام جواد (ع) مي پردازد». خبرگزاری جمهوری اسلامی. خبرگزاری مهر (۲۷ مرداد ۱۳۹۳). «هفته‌ای 15 لوکیشن داشتیم/ در «باب‌المراد» محتوا مهم‌تر از تکنیک بود». خبرگزاری مهر. Mome ، Mooja (۱۹۸۷). A I oduc io o Shi`i Islam: The His o y a d Doc i es of Twelve Shi'ism. Yale U ive si y P ess. Madelu g, Wilf ed (1985). "ʿAlī Al-Reżā". I Ya sha e , Ehsa . E cyclopædia I a ica. New Yo k: Biblio heca Pe sica P ess..mw-pa se -ou pu ci e.ci a io {fo -s yle:i he i }.mw-pa se -ou pu q{quo es:"\"""\"""'""'"}.mw-pa se -ou pu code.cs1-code{colo :i he i ;backg ou d:i he i ;bo de :i he i ;paddi g:i he i }.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-f ee a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/6/65/Lock-g ee .svg/9px-Lock-g ee .svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io :lef .1em ce e }.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-limi ed a,.mw-pa se -ou pu .cs1-lock- egis a io a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/d/d6/Lock-g ay-al -2.svg/9px-Lock-g ay-al -2.svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io :lef .1em ce e }.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-subsc ip io a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/a/aa/Lock- ed-al -2.svg/9px-Lock- ed-al -2.svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io :lef .1em ce e }.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-f ee a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-subsc ip io a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-limi ed a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock- egis a io a{backg ou d-posi io :lef .1em ce e }.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io {colo :#555}.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io spa ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io spa {bo de -bo om:1px do ed;cu so :help}.mw-pa se -ou pu .cs1-hidde -e o {display: o e;fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu .cs1-visible-e o {fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io ,.mw-pa se -ou pu .cs1-fo ma {fo -size:95%}.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -lef ,.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -wl-lef {paddi g-lef :0.2em}.mw-pa se -ou pu .cs1-ke - igh ,.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -wl- igh {paddi g- igh :0.2em} Do aldso ، Dwigh M. (۱۹۳۳). The Shi'i e Religio (A his o y of Islam i Pe sia a d I ak). Lo do : Luzac. Medoff, Louis (2016). "MOḤAMMAD AL-JAWĀD, ABU JAʿFAR". E cyclopædia I a ica. WOFIS (۱۹۸۴). B ief His o y of Fou ee I fallibles. Teh a : Wo ld O ga iza io fo Islamic Se vices (WOFIS). Taba abai, Sayyid Mohammad Hosay (1979). Shi'i e Islam. T a sla ed by Seyyed Hossei Nas . Su y p ess. ISBN 0-87395-272-3. al-Qa ashi، Bāqi (۲۰۰۵). The Life of Imam Muhammad Al-Jawad. ترجمهٔ Abdullah al-Shahi . ًQum: A sa iya Publica io s. Madelu g, Wilf ed (1993). "MUHAMMAD B AL-RIDA" (PDF). I Flee , Ka e; K äme , Gud u ; Ma i ge, De is; Nawas, Joh ; Rowso , Eve e . E cyclopaedia of Islam (3 d ed.). B ill. پیوند به بیرون[ویرایش] العتبة الکاظمیة المقدسة محمد تقی در در وبگاه تبیان محمد تقی در وبگاه حوزه «حضرت امام محمد جواد»، دانشنامه رشد حوزه نت محمد تقیبنی‌هاشمشاخه‌ای از قریشزادهٔ: ۱۰ رجب ۱۹۵ ه‍.ق درگذشتهٔ: ۳۰ ذیقعده ۲۲۰ ه‍.ق عنوان‌های شیعی پیشین:علی الرضا امامِ امامیه۲۰۳ – ۲۲۰ پسین:علی النقی نبوامامان شیعهشیعه دوازده‌امامی علی المرتضی حسن المجتبی حسین الشهید علی بن الحسین زین‌العابدین محمد الباقر جعفر الصادق موسی کاظم علی الرضا محمد الجواد علی الهادی حسن العسکری محمد المهدی طیبی علی ("اساس" یا "واصح" "محمد نبی") حسن حسین سجاد باقر صادق اسماعیل محمد عبدالله (وفی احمد) احمد (تقی محمد) حسین (راضی عبدالله) عبدالله مهدی محمد قائم اسماعیل منصور معاذ المعز نزار العزیز منصور حاکم علی ظاهر معاذ مستنصر احمد مستعلی منصور بن مستعلی طیب ابوالقاسم نزاری علی حسین بن علی علی بن الحسین زین‌العابدین محمد باقر جعفر صادق اسماعیل بن جعفر محمد بن اسماعیل وفی احمد تقی محمد عبدالله زکی عبیدالله مهدی محمد قائم بأمرالله اسماعیل منصور معز لدین‌الله ابومنصور نزار العزیزبالله حاکم بأمرالله علی ظاهر معاذ مستنصر نزار هادی مهتدی قاهر حسن دوم نورالدین محمد دوم جلال‌الدین حسن علاالدین محمد رکن‌الدین خورشاه شمس الدین محمد قاسم شاه اسلام شاه محمد بن اسلام شاه مستنصر بالله دوم عبدالسلام شاه غریب میرزا ابوذر علی مراد میرزا ذوالفقار علی نورالدین علی علی خلیل‌الله دوم نزار دوم سید علی حسن علی قاسم علی ابوالحسن علی شاه خلیل‌الله سوم آقاخان یکم آقاخان دوم آقاخان سوم آقاخان چهارم نبوشیعه دوازده‌امامیاصول توحید نبوت امامت معاد عدل فروع نماز روزه خمس زکات حج جهاد امر به معروف نهی از منکر تولی تبری عقاید برجسته امامت مهدویت غیبت غیبت صغرا غیبت کبرا انتظار ظهور رجعت جانشینی محمد بداء شفاعت توسل تقیه عصمت تقلید ولایت فقیه متعه شهادت ثالثه نظام حقوقی چهارده معصوم محمد علی فاطمه حسن حسین سجاد باقر صادق کاظم رضا جواد (تقی) هادی (نقی) عسکری مهدی صحابهمردان سلمان فارسی مقداد بن اسود ابوذر غفاری عمار یاسر بلال حبشی جعفر بن ابی‌طالب مالک اشتر محمد بن ابوبکر عقیل عثمان بن حنیف کمیل بن زیاد اویس قرنی ابوایوب انصاری جابر بن عبدالله انصاری ابن عباس ابن مسعود ابوطالب حمزه یاسر عثمان بن مظعون عبدالله بن جعفر خباب بن ارت اسامة بن زید خزیمة بن ثابت مصعب بن عمیر مالک بن نویره عبدالله بن جحش زنان فاطمه بنت اسد حلیمه زینب ام کلثوم بنت علی اسماء بنت عمیس ام ایمن صفیه بنت عبدالمطلب سمیه علما اصحاب اجماع مراجع عام مراجع تقلید مجتهدان فقها عارفان فیلسوفان مفسران محدثان رویدادها رویداد مباهله غدیر خم سقیفه بنی‌ساعده غصب فدک رویداد خانه فاطمه قتل عثمان نبرد جمل نبرد صفین نبرد نهروان نبرد کربلا نبرد فخ مؤتمر علماء بغداد کشتار اسپایکر آیاتو روایات آیه اخوت آیه اطاعت آیه اکمال آیه انذار آیه اطعام آیه تبلیغ آیه تطهیر آیه خمس آیه خیرالبریه آیه مباهله آیه مودت آیه نور آیه ولایت حدیث جابر حدیث ثقلین حدیث سفینه حدیث سلسله‌الذهب حدیث غدیر حدیث لوح فاطمه حدیث کسا حدیث منزلت حدیث نجوم حدیث سد الابواب حدیث مدینة العلم حدیث یوم الدار ادعیه و مناسک دعای عرفه دعای عهد دعای کمیل دعای ندبه دعای فرج دعای عظم البلاء زیارت اربعین زیارت عاشورا احیای شب‌های قدر جشن نیمه شعبان سوگواری محرم کتاب‌ها قرآن نهج‌البلاغه صحیفه سجادیه کتب اربعه الاستبصار الکافی تهذیب‌الاحکام من‌لایحضره‌الفقیه مصحف فاطمه مصحف علی اسرار آل محمد وسائل الشیعه بحار الانوار الغدیر مفاتیح‌الجنان مجمع البیان تفسیر المیزان صحیفه امام رضا فهرست کتب تفسیر شیعه فهرست آثار منسوب به امامان شیعه کتب شیعه مکان‌های مقدس مسجد الحرام مسجد الاقصی مسجد النبی بقیع حرم علی بن ابی‌طالب حرم حسین بن علی حرم کاظمین حرم عسکریین حرم علی بن موسی‌الرضا حرم عباس بن علی حرم رقیه حرم زینب کبری حرم فاطمه معصومه شاه‌چراغ شاه عبدالعظیم مسجد کوفه مسجد سهله مسجد جمکران باب‌الصغیر وادی‌السلام مسجد امامزاده تکیه حسینیه مهدیه روزهای مقدس عید فطر عید قربان (عید اضحی) عید مبعث میلاد پیامبر عید غدیر نیمه شعبان ایام فاطمیه ماه محرّم تاسوعا عاشورا اربعین منابع اجتهاد قرآن حدیث عقل اجماع وابسته شیعه‌ستیزی وحدت بین شیعه و سنی تصوف و شیعه فهرست فرق و مذاهب اعتقادی اسلام تغییر مذهب ایرانیان از سنی به شیعه نبوعلی بن موسی الرضا شیعه دوازده‌امامی امامت زندگی زندگانی ولایتعهدی سفر به مرو مناظره‌ها بستگان شجره‌نامه علی بن موسی الرضا موسی کاظم (پدر) نجمه خاتون (مادر) فاطمه معصومه (خواهر) علی بن جعفر (عمو) زید بن موسی (برادر) فضل بن موسی (برادر) محمد بن موسی (برادر) احمد بن موسی (برادر) محمد بن موسی (برادر) حسین بن موسی (برادر) سبیکه (همسر) ام‌حبیبه (همسر) محمد تقی (فرزند) حسین (فرزند) محمد قانع (فرزند) فاطمه (فرزند) هنر و ادبیات سریال ولایت عشق آلبوم ولایت عشق فیلم ولایت عشق انیمیشن آقای مهربان قصیده تائیه تابلو ضامن آهو تابلو ضامن آهو۲ آثار کتاب‌شناسی علی بن موسی الرضا منسوب به وی: صحیفه رضویه فقه الرضا رساله ذهبیه تمام الشریعه المصطفویه فی اصول الدین با موضوع وی: عیون اخبارالرضا داستان ولایت عشق (فیلم‌نامه) الحیاة السیاسیة للامام الرضا صحیفة الامام الرضا اصحاب و شاگردان ابوصلت بن صالح هروی فضل بن شاذان محمد بن حسن ابوخالد محمد بن سنان محمد بن خالد برقی احمد بن محمد بن عیسی اشعری زکریا بن ادریس اشعری قمی یونس بن عبدالرحمن صفوان بن یحیی سعد بن سعد اشعری قمی محمد بن ابی عمیر زکریا بن آدم اشعری محمد بن اورمه احمد بن ابی نصر بزنطی ریان بن صلت آدم بن اسحاق حسن بن علي وشاء ابراهیم بن هاشم قمی علی بن مهزیار اهوازی یونس بن یعقوب یونس بن عبدالرحمان دعبل خزاعی مرتبط حدیث سلسله‌الذهب حدیث ریان بن شبیب حرم امام رضا فاطمه معصومه ارض اقدس مأمون نبوبزرگان اسلامپیامبر وخلفای راشدین محمد ابوبکر عمر عثمان علی پنج‌تن محمد علی فاطمه حسن حسین امامان شیعه علی حسن حسین سجاد باقر صادق موسی کاظم رضا جواد هادی حسن عسکری مهدی صحابهعلی بن ابی‌طالب • حسن بن علی • حسین بن علی • سلمان فارسی • مقداد بن اسود • یاسر بن عامر • ابوالعاص بن ربیع • ابوایوب انصاری • ابوبکر • ابودردا • ابوذر غفاری • ابوسفیان بن حارث • ابوسفیان بن حرب • ابوعبیده جراح • ابوموسی اشعری • ابوهریره • ابی بن کعب • بلال حبشی • ثابت بن قیس • جابر بن عبدالله انصاری • جعفر بن ابی‌طالب • حبیب بن زید انصاری • حجر بن عدی • حسان بن ثابت • حمزة بن عبدالمطلب • خالد بن ولید • خبّاب بن ارّت • زبیر بن عوام • زید بن ثابت • زید الخیر • زید بن حارثه • سعد بن ابی‌وقاص • سعد بن عباده • سهیل بن عمرو • طلحه • عبدالرحمن بن عوف • عبدالله بن زبیر • عبدالله بن سلام • عبدالله بن ام‌مکتوم • عبدالله بن عمر • عبدالله بن مسعود • عثمان بن عفان • عقیل بن ابی‌طالب • عمار یاسر • عمر بن خطاب • کعب بن ظهیر • معاذ بن جبل • معاویة بن ابی‌سفیان • عبدالله بن جعفر • حباب بن منذر • اسید بن حضیر • سایر بنی عبدالاشهل • عویم بن ساعده • معن بن عدی • خالد بن سعد • سعید بن عاص • زیاد بن لبید انصاری • عکاشة بن محصن • مهاجر بن ابی‌امیه • عکرمة بن ابی‌جهل • اشعث بن قیسصحابیات اروی بنت عبدالمطلب اروی بنت کریز اسما بنت ابوبکر اسما بنت یزید اسما بنت عمیس ام حبیبه ام خالد ام سلمه ام سلیم ام‌عماره ام قیس ام‌کلثوم بنت عقبه ام‌کلثوم بنت محمد ام هانی بنت ابوطالب امامه بنت ابی‌عاص ربیعه برکه ام ایمن جویریه بنت حارث حفصه بنت عمر حارثه بنت محمود حبیبه بنت عبیدالله هاله بنت وهب حلیمه سعدیه حواء انصاری خدیجه بنت خویلد خوله بنت عامر خوله بنت حکیم خیره بنت ابی‌حدر رقیه بنت محمد رمله بنت ابوسفیان زینب بنت جحش زینب بنت خزیمه زینب بنت محمد سمیه بنت خیاط سهله بنت سهیل سلمی بنت عمیس سوده بنت زمعه سوده بنت زمعه صفیه بنت عبدالمطلب صفیه بنت حیی اخطب عایشه بنت ابوبکر فاطمه زهرا ام‌البنین لیلا بنت منهال لبابه بنت حارث لبینه ماریه قبطیه ملیکه بنت ملحان میمونه نسیبه بنت حارث نسیبه بنت کعب .mw-pa se -ou pu .subjec ba {backg ou d-colo :#f9f9f9;bo de :1px solid #aaa;clea :bo h;ma gi -bo om:0.5em;ma gi - op:0.5em;wid h:100%;box-sizi g:bo de -box;fo -size:88%}درگاه‌هاموضوع‌های مرتبطدرگاه تشیعدرگاه مهدویتاطلاعات بیشتر کسب کنیدپروژه‌های خواهررسانهاز ویکی‌انبارگفتاوردهااز ویکی‌گفتاورد داده‌های کتابخانه‌ای عمومی برگه‌دان مستند فراگیر (آلمان) آی‌اس‌ان‌آی 1 ویاف 1 ورلدکت کتابخانه‌های ملی ایالات متحده آمریکا هلند سایر کاربرد چندوجهی اصطلاحات موضوعی برگرفته از «h ps://fa.wikipedia.o g/w/i dex.php? i le=محمد_تقی&oldid=32585149» رده‌ها: محمد تقیامامان دوازده‌گانهامامان سده ۹ (میلادی)امامان شیعه کشته‌شدهامامان شیعهاهالی خلافت عباسیان در سده ۹ (میلادی)چهارده معصومخانواده محمددرگذشتگان ۲۲۰ (قمری)درگذشتگان ۸۳۵ (میلادی)درگذشتگان در بغداددرگذشتگان زیر سی سالگیزادگان ۱۹۵ (قمری)زادگان ۸۱۱ (میلادی)عرب‌های سده ۹ (میلادی)فرزندان علی بن موسی الرضاکشته‌شدگان در اثر مسمومیتمدفونان در آرامگاهرده‌های پنهان: صفحاتی که از گاه‌شمار استفاده می‌کنندمقاله‌هایی که تجمیع ارجاع در آن‌ها ممنوع استمقاله‌های خوبصفحات حفاظت‌شده ویکی‌پدیا در حد بازبینی ویرایشبدون تصویر محلی ولی وجود تصویر در ویکی‌دادهصفحه‌هایی که از الگو:جعبه اطلاعات بیوگرافی دینی بدون پارامترهای دین استفاده می‌کنندNo local image bu image o Wikida aمقالات دارای جعبه اطلاعاتصفحه‌هایی که از الگوهای جعبه اطلاعات با سلول‌های داده نادیده گرفته‌شده استفاده می‌کنندمقاله‌های ویکی‌پدیا همراه شناسه‌های GNDمقاله‌های ویکی‌پدیا همراه شناسه‌های ISNIمقاله‌های ویکی‌پدیا همراه شناسه‌های VIAFمقاله‌های ویکی‌پدیا همراه شناسه‌های LCCNمقاله‌های ویکی‌پدیا همراه شناسه‌های NTAمقاله‌های ویکی‌پدیا همراه شناسه‌های FASTمقاله‌های ویکی‌پدیا همراه شناسه‌های WORLDCATIDویکی‌سازی رباتیک

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب