دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
از زندگی خسته شدم

از زندگی خسته شدم

۶۰۱۸۶۷ ۲۹ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۵ ۲۷۵۱۰۲ بازدید ۲۰۷ نظر

اگر از زندگی خسته شده اید، بخوانید!

اگر گاهی احساس می‌کنید زندگی چنان سخت است که ارزش زیستن ندارد، مطلب زیر را بخوانید.

هفته‌نامه سلامت: اگر گاهی احساس می‌کنید زندگی چنان سخت است که ارزش زیستن ندارد، متن زیر را بخوانید. چه افکار یا احساساتی سراغتان می‌آیند؟ رنجی که به نظر می‌رسد غالب و تحمل‌ناپذیر است. احساس ناامیدی، آن چنان که گویی هیچ نکته مثبتی در زندگی وجود ندارد. افکار منفی و آشفته تصور اینکه راه‌حلی به جز خودکشی وجود ندارد. مرگ را بهترین تسکین پنداشتن این فکر که بدون شما همه زندگی بهتری خواهند داشت. احساس بی‌ارزشی احساس تنهایی شدید، حتی میان اقوام و دوستان ناتوانی از درک چرایی این افکار و احساسات از قطار افسردگی پیاده شوید! آنچه باید به خاطر داشته باشید: شما تنها نیستید. افراد بسیاری دچار این احساس و افکار شده‌اند و اکنون زندگی می‌کنند. صحبت درباره خودکشی ایرادی ندارد. این کارکمک می‌کند احساس بهتری داشته باشید. افکار خودآزاری یا خودکشی، نشانه‌ای از پریشانی روانی شدید است. شاید به علت ناکامی در عشق، از دست دادن شغل، شکست در روابط یا تجربه خشونت و سوء‌استفاده جنسی این افکار سراغ شما بیاید. شما مقصر نیستید و این تجارب ممکن است برای هرکس روی دهد. این مشکلات درمان‌پذیر است. کسانی هستند که می‌توانند به شما کمک کنند. علائم هشداردهنده خودکشی افرادی که درباره خودکشی فکر می‌کنند، اغلب نشانه‌ها و سرنخ‌هایی از خود بروز می‌دهند که نشانگر احتمال برنامه‌ریزی برای آسیب به خود است. حواستان به نشانه‌ها و علائم خطر باشد. هرگز نپندارید که فرد می‌تواند بر این مشکلش غلبه کند و فقط حرفش را می‌زند و این فکر، بدون اتفاق ناگواری، به پایان می‌رسد. اگر فردی درباره خودکشی حرف می‌زند، او را تنها نگذارید؛ حتی اگر تلاش دارد شما را متقاعد کند که حالش خوب است. کمکش کنید تا از یک مشاور یا پزشک، همین حالا و نه بعدا کمک بگیرد. فردا ممکن است خیلی دیر باشد. از تغییرات رفتاری که ممکن است علامتی مبنی بر این باشد که فرد در شرایط سخت بوده و در خطر است، آگاه باشید. نشانه‌ها و عوامل خطر احتمال خودکشی عبارتند از: افسردگی یا سابقه افسردگی در خانواده سابقه تلاش برای خودکشی خودکشی اخیر یک دوست یا سابقه خودکشی در خانواده صحبت درباره خودکشی کردن اشتغال ذهنی ناگهانی با مرگ بخشیدن وسایل شخصی ناراحتی به‌علت شکست یا فقدان، مثل شکست در امتحان، اخراج شدن از دانشگاه، شکست عاطفی یا مرگ یکی از دوستان یا بستگان انزوا و دوری کردن از دوستان و خانواده توجه نکردن به ظاهر شخصی بر زبان آوردن جملاتی از قبیل «آرزو داشتم از اینجا محو شوم» یا «من بی‌ارزش هستم» یا «آیا خدا کسانی که خودکشی می‌کنند را مجازات می‌کند؟» عدم تمایل به حضور در دانشگاه، محل کار، تفریح و فعالیت‌های اجتماعی جراحات مکرر و غیرعادی مثل جراحات تازه یا جای زخم روی مچ دست، خراش و اثر طناب روی گردن یا جراحات حاصل از سقوط مکرر از بلندی افزایش مصرف الکل و مواد پذیرش خطر‌های غیرضروری تغییر در عادات خورد و خوراک یا خواب اگر احساس می‌کنید که زندگی ارزش ادامه دادن ندارد، کمک بگیرید. شما تنها نیستید! کمک در دسترس است. کار‌هایی که می‌توانید انجام دهید: صحبت درباره احساستان با یکی از اعضای مطمئن خانواده، دوستان و هم‌دانشگاهی‌ها اگر فکر می‌کنید در خطر آسیب‌رساندن به خودتان قرار دارید، با خدمات اورژانس یا مشاوره‌های تلفنی تماس بگیرید یا مستقیم به آنجا بروید. با متخصصان برای مثال روان‌پزشک، روان‌شناس، متخصص بهداشت روانی، مشاور یا مددکار اجتماعی صحبت کنید. به گروه‌های خودیاری یا گروه‌های حمایتی از افرادی که چنین تجربیاتی داشته‌اند، ملحق شوید. در این گروه‌ها افراد برای رفع احساسات منفی به یکدیگر کمک می‌کنند. دلسرد نشوید! ممکن است پیدا کردن درمان مناسب زمان ببرد. آیا می‌دانید برخی افراد ممکن است افکار خودکشی داشته باشند؟ در افراد دچار افسردگی شدید، افکار خودکشی شایع است. آنچه باید بدانید: خودکشی قابل‌پیشگیری است. صحبت درباره خودکشی ایرادی ندارد. پرسش درباره افکار خودکشی موجب تحریک به انجام دادن خودکشی نمی‌شود. این پرس‌وجو‌ها غالبا اضطراب را کاهش می‌دهد و فرد احساس می‌کند که دیگران او را درک می‌کنند. علائم هشداردهنده درباره افکار خودکشی تهدید برای کشتن خود گفتن جملاتی مانند این: «وقتی بمیرم هیچ‌کس دلتنگ من نمی‌شود. نبودن من برای کسی مهم نیست.» جستجوی راه‌های خودکشی؛ مانند جستجوی سم حشرات، سلاح گرم یا دارو، جستجو در اینترنت در مورد روش‌ها و ابزار‌هایی که دیگران برای خودکشی استفاده کرده‌اند. خداحافظی کردن با اعضای خانواده و دوستان، بخشیدن یا دور انداختن اشیای ارزشمند و خاطره‌انگیز یا نوشتن وصیت‌نامه واقعیت‌هایی درباره خودکشی پیشگیری از خودکشی در مراکز تحصیلی و خوابگاه‌ها یک ضرورت است، زیرا در این حالت یک خودکشی در دانشگاه یا خوابگاه، ممکن است آغازگر خودکشی نفرات بعدی باشد. زنان بیشتر اقدام به خودکشی می‌کنند، اما خودکشی منجر به مرگ در مردان زیادتر است. اگر شما یا کسی که می‌شناسید، قصد خودکشی دارد... با یک نفر درباره احساساتتان صحبت کنید؛ یک دوست، والدینتان، استادتان یا پزشک خانوادگی‌تان. با مرکز مشاوره یا مشاوره تلفنی دانشگاه تماس بگیرید و با مشاور صحبت کنید. اصلا تعلل نکنید. خودکشی برگشت ناپذیراست. شانس دومی وجود ندارد. هرچند درد شما ممکن است غیرقابل تحمل باشد، اما تلاش کنید تا باور کنید امید به آینده هنوز وجود دارد. این زمان‌های سخت می‌گذرند. خودکشی جواب مشکلات شما نیست. راه‌حل بهتری وجود دارد و افرادی هستند که به شما کمک می‌کنند. پس بگذارید حالا این کار را انجام دهند، زمانی که بیش از هر وقت دیگری به آن‌ها نیاز دارید. کار‌هایی که می‌توانید انجام دهید؟ زمان مناسب و مکان آرامی برای صحبت درباره خودکشی با فرد پیدا کنید. او را برای کمک گرفتن از متخصصانی از قبیل پزشک، متخصصان بهداشت روانی، مشاوران و مددکاران اجتماعی تشویق کنید. پیشنهاد همراهی با آن‌ها را بدهید. اگر فکر می‌کنید فرد در آستانه خطر است، او را تنها نگذارید. از متخصصان خدمات اورژانسی، خطوط تلفنی بحران، متخصصان مراقبت‌های بهداشتی یا اعضای خانواده کمک بگیرید. اگر این شخص، با شما زندگی می‌کند، مطمئن شوید که به وسایل خودآزاری (مانند حشره‌کش‌ها، سلاح گرم یا داروها) در خانه دسترسی ندارد. برای بررسی اینکه شخص چه کار می‌کند، با او در تماس باشید.  سازمان جهانی بهداشت هر ساله به مناسبت روز جهانی بهداشت (۷ آوریل مصادف با ۱۸ فروردین) یکی از موضوعات شایع در جامعه را با هدف افزایش توجه و آگاهی عموم مردم و تمرکز اقدامات و فعالیت‌ها انتخاب می‌کند. شعار سال ۲۰۱۷ میلادی برابر با سال ۱۳۹۶ «افسردگی، بیا حرف بزنیم» است. افسردگی اختلال روانی شایعی است که تمامی گروه‌های سنی را در جوامع مختلف درگیر می‌کند. چه کسی در معرض خودکشی است؟ افرادی که قبلا سعی کرده‌اند به زندگی خود پایان دهند. افرادی که افسرد‌ه‌اند یا الکل و مواد مصرف می‌کنند. آن‌هایی که دچار پریشانی روانی شده‌اند، برای مثال فرد مهمی را از دست داده یا شکست عشقی خورده‌اند. افرادی که دچار بیماری‌های مزمن‌اند. افرادی که جنگ، خشونت، سوء استفاده (تجاوز)، آسیب روانی یا تبعیض را تجربه کرده‌اند. آن‌هایی که از نظر اجتماعی منزوی و گوشه‌گیرند. چگونه می‌توانید کمک کنید؟ اگر فردی درباره خودکشی صحبت می‌کند، رفتارش را جدی بگیرید. باور کنید که ممکن است خودکشی واقعا اتفاق بیفتد. بگذارید دوستتان بداند شما می‌خواهید کمکش کنید. حاضر و در دسترس باشید و تشویقش کنید دنبال مشاوره تخصصی برود. کار‌های دیگری که می‌توانید انجام دهید شامل موارد زیر است: به حرف‌های دوستتان گوش دهید. تفکرات و احساساتش را نقد منفی نکنید. به او این امید را بدهید که راه چاره دیگری هم هست. به فرد بگویید که او برایتان آدم مهمی است. برایش مثال‌های مشخص بزنید تا بداند خودکشی وی چقدر برای شما و دیگران عذاب‌آور است. دوست خود را مسخره نکنید. ممکن است او تلاش کند به شما بقبولاند که فقط شوخی کرده است. تنهایش نگذارید. کنارش بمانید و کمکش کنید تا با مشاوره تلفنی دانشگاه، صدای مشاور یا اورژانس اجتماعی تماس بگیرد یا او را به مرکز مشاوره یا اورژانس ببرید. ابزار بالقوه خطرناک مثل سم، دارو، اسلحه، تفنگ، طناب و تیغ را از دسترسش دور کنید. اگر دوستتان این موارد را قبول نکرد، فورا با اورژانس تماس بگیرید. خودکشی آخرین راه است اغلب افراد برای یک یا چند بار در طول زندگی خود به خودکشی فکر می‌کنند. اگر شما کسی را می‌شناسید که درباره خودکشی فکر می‌کند یا حرف می‌زند، این موضوع را جدی بگیرید. اغلب افرادی که به خودکشی روی می‌آورند، مبتلا به افسردگی هستند. ممکن است احساس ناامیدی، بی‌ارزشی و احساس داشتن رنجی که هرگز از بین نمی‌رود، آن‌ها را آزار دهد و خودکشی تنها راه‌حل برای مشکلات و پایان دادن به این رنج و بدبختی به نظر برسد. افسردگی قابل‌درمان است، اما خودکشی برگشت‌ناپذیر است. به همین علت حرف زدن یا فکر درباره خودکشی را جدی بگیرید. شما می‌توانید به فردی که به خودکشی فکر می‌کند و نجات زندگی او کمک کنید.

متخصص جراحی پلک و هر آنچه لازم است بدانید! بهترین جراح بینی در تهران و چگونگی یافتن آن

برچسب ها: افسردگی ، خودکشی ، بیماری روانی ، روانشناسی

اشتراک گذاری گزارش خطا

۰۴:۰۱ - ۱۷ خرداد ۱۳۹۸ ۶۹۵۸۳۱۰

۰۴:۰۱ - ۱۷ خرداد ۱۳۹۸ ۶۹۵۸۳۱۰ وب‌گردی خواندنی‌ها نظر دادن اشتراک گذاری دانلود PDF

وقتی از زندگی خسته شدیم چه کنیم؟

وب‌گردی خواندنی‌ها نظر دادن اشتراک گذاری دانلود PDF

گاهی اوقات زندگی به این دلیل در‌ها را به روی تان می‌بندد که وقت جلو رفتن است؛ و این چیز خوبی است، چون معمولاً ما هیچ وقت به خودمان تکان نمی‌دهیم مگر اینکه شرایط، ما را به آن مجبور کند.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، حقیقت این است که خوشبختی، نداشتن مشکل نیست، توانایی کنار آمدن با آنهاست. اگر ذهن شما مسئله‌ای برای متمرکز شدن روی آن نداشت، می‌دانید چقدر سرگردان می‌شد؟ همیشه نگاهتان به چیز‌هایی باشد که دارید نه چیز‌هایی که از دست داده اید. چون چیز‌هایی که زندگی از شما می‌گیرد مهم نیستند، آنچه اهمیت دارد این است که با چیز‌هایی که برایتان باقی مانده است چه می‌کنید. بیشتربخوانید: چگونه آدم ساکت و بی‌دست‌وپایی نباشیم؟ از زندگیم خسته شدم، چیکار کنم؟ در زیر به ۸ چیزی اشاره می‌کنیم که به شما در زمان سختی‌ها انگیزه می‌دهد: ۱. درد بخشی از رشد کردن است. گاهی اوقات زندگی به این دلیل در‌ها را به روی تان می‌بندد که وقت جلو رفتن است؛ و این چیز خوبی است، چون معمولاً ما هیچ وقت به خودمان تکان نمی‌دهیم مگر اینکه شرایط، ما را به آن مجبور کند. وقتی زندگی سخت می‌شود. به خودتان یادآور شوید که هیچ درد و غمی بی دلیل اتفاق نمی‌افتد. از چیزی‌هایی که اذیت تان کرده درس بگیرید، ولی هیچوقت این درس‌ها را فراموش نکنید. فقط بخاطر اینکه با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنید به معنی این نیست که شکست خورده اید. افتادن اتفاق‌های خوب زمان می‌برد. صبور باشید و مثبت فکر کنید. همه چیز درست خواهد شد؛ البته شاید این اتفاق زود نیفتد، اما بالاخره می‌افتد. یادتان باشد که دو نوع درد وجود دارد: دردی که آسیب می‌زند و دردی که تغییرتان می‌دهد. هر دو این درد‌ها به رشد شما کمک می‌کنند. ۲. همه چیز در زندگی گذرا و موقتی است. هر وقت باران می‌آید، بالاخره بند می‌آید. هر وقت ضربه می‌خورید، بالاخره خوب می‌شوید. بعد از تاریکی همیشه روشنایی است هر روز صبح طلوع خورشید همین را می‌خواهد به شما بگوید، اما معمولاً یادتان می‌رود و در عوض فکر می‌کنید که شب همیشه باقی می‌ماند. اما اینطور نیست. هیچ چیز همیشگی نیست. پس اگر اوضاع زندگی خوب است از آن لذت ببرید، چون همیشگی نیست. اگر اوضاع بد است، نگران نباشید، چون این شرایط هم همیشه نمی‌ماند. فقط به این دلیل که در این لحظه زندگی تان سخت شده است به این معنی نیست که نمی‌توانید بخندید. فقط به این دلیل که چیزی اذیت تان می‌کند به این معنی نیست که نمی‌توانید لبخند بزنید. هر لحظه برای شما شروعی تازه و پایانی تازه است. هر لحظه فرصت جدیدی به شما داده می‌شود. فقط باید از این فرصت بهترین استفاده را بکنید. ۳. نگران بودن و شکایت کردن چیزی را عوض نمی‌کند. آن‌هایی که بیشتر از بقیه شکایت می‌کنند، کمتر از بقیه کار انجام می‌دهند. همیشه بهتر است که سعی کنید کاری بزرگ انجام دهید و شکست بخورید تا اینکه هیچ کاری انجام ندهید و موفق شوید. اگر گم شوید، هیچ چیز تمام نمی‌شود؛ زمانی همه چیز تمام می‌شود که کاری انجام ندهید و فقط شکایت کنید. اگر به چیزی باور و اعتقاد دارید، تلاش کنید. اجازه ندهید سایه‌های گذشته، دریچه رو به آینده تان را تاریک کند. اینکه امروز را به شکایت کردن درمورد دیروز بگذرانید، آینده تان را روشن‌تر نمی‌کند. به جای آن دست به کار شوید. بگذارید درس‌هایی که گرفته اید زندگی تان را بهبود بخشند. تغییر ایجاد کنید و هیچوقت به عقب نگاه نکنید و صرف نظر از اتفاق‌هایی که در این راه طولانی می‌افتد، یادتان باشد که شادی و خوشبختی واقعی فقط زمانی می‌آید که دست از شکایت کردن بخاطر مشکلاتتان بردارید و شروع به شکرگزاری برای مشکلاتی که ندارید کنید. ۴. جای زخم‌های شما نشانه قدرتتان هستند. هیچوقت بخاطر جای زخم‌هایی که زندگی روی تان گذاشته است خجالت نکشید. این جای زخم‌ها یعنی درد تمام شده و روی زخم تان بسته شده است. یعنی توانسته اید بر درد غلبه کنید، درسی بگیرید، قوی‌تر شوید و به جلو پیش روید. جای زخم، خالکوبی پیروزی است که باید به آن افتخار کنید. اجازه ندهید این زخم باعث شوند زندگی تان را با ترس سپری کنید. هیچوقت نمی‌توانید جای این زخم‌ها را از بین ببرید، اما می‌توانید نگاه خودتان به آن‌ها را تغییر دهید. می‌توانید به جای این زخم‌ها بعنوان نشانه قدرتتان نگاه کنید نه درد. ۵. هر مشکل کوچک، قدمی رو به جلو است. صبر کردن در زندگی به معنی منتظر ماندن نیست؛ صبر کردن توانایی داشتن نگرشی خوب در زمان تلاش برای رسیدن به رویاهایتان است. پس اگر می‌خواهید امتحان کنید، وقت گذاشته و تا آخر راه را بروید. در غیر اینصورت، هیچ دلیلی برای شروع کردن نیست. این می‌تواند به معنی از دست دادن راحتی و ثبات تان و بر هم خوردن عادت‌های خواب و خوراکتان برای مدتی کوتاه باشد. می‌تواند به معنی قربانی کردن روابط و همه چیز‌های آشنایی باشد که قبلاً در زندگی تان وجود داشت. می‌تواند به معنی قبول کردن تمسخر‌های همسالان و دوستانتان باشد. می‌تواند به معنی ساعت‌های متمادی تنهایی باشد که البته تنهایی نعمتی است که می‌توان از آن برای خلق چیز‌هایی عالی استفاده کرد. تنهایی فضایی که لازم دارید را به شما می‌دهد. بقیه چیز‌ها آزمایش کردن قطعیت شماست، اینکه چقدر آن هدف را می‌خواهید و اگر آن را بخواهید، با وجود همه شکست ها، طردشدگی‌ها و مسائل دیگر انجامش می‌دهید؛ و هر قدمی که رو به آن برمی دارید از هر چه که فکرش را هم بکنید حالتان را بهتر می‌کند. می‌فهمید که مشکلات اتفاقاتی نیست که سر راه برایتان می‌افتد، چالش اصلی خود آن راه است؛ و ارزشش را دارد. پس اگر می‌خواهید امتحانش کنید، راه را تا آخر بروید. هیچ حسی در دنیا بهتر از این نیست… هیچ حسی در دنیا بهتر از این نیست که بفهمید زنده بودن یعنی چه. ۶. منفی بودن دیگران مشکل شما نیست وقتی چیز‌های منفی دور و برتان را می‌گیرد، مثبت باشید. وقتی دیگران می‌خواهند باعث ناراحتی تان شوند، لبخند بزنید. این بهترین و ساده‌ترین راه برای حفظ انگیزه و تمرکزتان است. وقتی دیگران با شما بدرفتاری می‌کنند، خودتان باشید. هیچوقت اجازه ندهید تلخی یک نفر شخصیت تان را تغییر دهد. هیچ چیز را به خودتان نگیرید، حتی اگر دقیقاً منظور خودتان باشد. خیلی کم پیش می‌آید که آدم‌ها بخاطر شما کاری را انجام داده باشند. آن‌ها کارهایشان را بخاطر خودشان انجام می‌دهند. مهمتر از همه اینها، هیچوقت بخاطر اینکه کسی گفته به اندازه کافی خوب نیستید، خودتان را تغییر ندهید. زمانی تغییر کنید که می‌دانید آدم بهتری خواهید شد و آینده درخشان تری خوهید داشت. هر کاری که بکنید، چه درست و چه غلط، آدم‌ها پشت سرتان حرف خواهند زد. پس قبل از اینکه نگران چیزی باشید که دیگران در موردتان می‌گویند، نگران کار‌هایی باشید که می‌کنید. اگر به چیزی واقعاً اعتقاد دارید، برای جنگیدن بخاطر آن نترسید. قدرت واقعی از غلبه بر چیز‌هایی به دست می‌آید که به نظر دیگران غیرممکن به نظر می‌رسد. از همه این‌ها گذشته، شما فقط یکبار زندگی می‌کنید. پس سعی کنید همان طوری زندگی کنید که دوست دارید. ۷. اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، بالاخره خواهد افتاد. قدرت واقعی زمانی می‌آید که چیز‌هایی زیادی برای گریه کردن بخاطرشان و شکایت کردن داشته باشید، اما ترجیح دهید که لبخند بزنید و به جای این کار‌ها بخاطر زندگی تان شکر کنید. همیشه در همه سختی‌هایی که با آن روبه رو می‌شوید، نقاط مثبتی هم وجود دارد، اما باید بخواهید که دریچه قلب و ذهن تان را باز کرده و به استقبال آن بروید. نمی‌توانید به زور بخواهید بعضی اتفاق‌ها بیفتند. با تلاش در چنین جهتی فقط خودتان را خسته خواهید کرد. در بعضی نقاط فقط باید رها کنید و ببینید چه پیش می‌آید. در آخر، دوست داشتن زندگی به اعتماد به حس تان، ریسک کردن، از دست دادن به دست آوردن خوشبختی و درس گرفتن از تجربه‌های تان بستگی دارد. این سفری دور و دراز است. باید دست از نگرانی، سرگردانی و تردید بردارید، به دست پاچگی هایتان بخندید، در لحظه زندگی کنید و از چیز‌هایی که روزگار پیش پایتان قرار می‌دهد لذت ببرید. شاید در آخر دقیقاً به آن مقصدی که می‌خواستید نرسید، اما مطمئن باشید همان جایی می‌رسید که باید می‌رسیدید. ۸. بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که به راهتان ادامه دهید از دوباره بلند شدن از زمین نترسید، از دوباره تلاش کردن، دوباره دوست داشتن، دوباره زندگی کردن و دوباره آرزو کردن. اجازه ندهید یک درس سخت از روزگار دلتان را سخت کند. بهترین درس‌های زندگی را معمولاً در سخت‌ترین شرایط و از بدترین اشتباهاتتان یاد می‌گیرید. زمان‌هایی هست که به نظر می‌رسد همه چیز بد پیش می‌رود و احساس خواهید کرد که این شرایط سخت همیشه می‌ماند. اما اینطور نخواهد بود. وقتی احساس کردید که کم کم ناامید و دلسرد می‌شوید، یادتان باشد که همیشه برای درست شدن مسایل، اول همه چیز باید خراب شود. گاهی برای اینکه به بهترین وضعیت خودتان برسید، باید بدترین وضعیت تان را پشت سر بگذارید. بله، زندگی سخت است، اما شما از آن سخت ترید. قدرت هر روز خندیدن را در خودتان ایجاد کنید. جرات داشتن احساسی متفاوت، اما زیبا را در خودتان رشد دهید. سعی کنید لبخند را به لبان بقیه هم بیاورید. برای چیز‌هایی که قادر به تغییر آن نیستید، استرس نداشته باشید. ساده زندگی کنید. سخاوتمندانه دوست داشته باشید. صادقانه حرف بزنید. با دقت کار کنید و حتی اگر زمین خوردید، دوباره از جایتان بلند شوید. به رشد کردن ادامه دهید. منبع: سایت یک دوست انتهای پیام/ وقتی زندگی خوب پیش نمی‌رود چه کنیم

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب